بسم رب الشهدا و الصدیقین
اول از همه از دوستانم که بهشون قول دادم این پست رو روز جمعه قرار بدم،عذز میخوام چون نمیتونستم وارد بلاگفا بشم؛اینم گزارش اردو به همراه عکس:
بچه ها ساعت 7:30 تو مسجد جوادالائمه (ع) جمع شدند و بعد از اومدن همه ساعت 8 به سمت پارک جنگلی جاده نظامی قائمشهر حرکت کردیم.
بعد از 45 دقیقه یعنی ساعت 8:45 به اونجا رسیدیم و بچه ها بعد از گروه بندی پراکنده شدند و بیشتر به سمت زمین فوتبال رفتند و حدود یکساعت فوتبال بازی کردند.
بعد از فوتبال بچه ها به جنگل برگشتند و به بازی های مختلف مثل آقای گل و آویزون شدن از درخت و... مشغول شدند.

حدود ساعت 11 حاج آقا یحیی زاده بچه ها رو جمع کرد و یه مسابقه دو بین دو گروه 10 نفره گذاشت که گروه من برنده شد.


بعد از مسابقه،بچه هایی که هیکل بزرگتری داشتند جمع شدند و مشغول یازی «زو» یا همون «کبدی» شدند. در همین بین هم هرکسی ناهاری که با خودش آورد رو خورد.

وقت اذان ظهر هم بچه ها آماده شدند برای نماز که به امامت حاج آقا یحیی زاده نماز را جماعت خواندیم.

بعد از نماز حاج اقا چند دقیقه برامون صحبت کردند و یک حلقه صالحین رو هم همون جا برپا کردیم.

بعد از حلقه هم حدود ساعت 2:30 بچه ها دوباره به زمین فوتبال رفتند تا ساعت 4 که ماشین اومد دنبالمون
آخر این سفر هم به یک بستنی ختم شد.
برچسبها: حلقه شهید خرازی, شهرک فرامرزی, علمدار خمینی, طرح صالحین بابل, طرح صالحین شهرک فرامرزی
دشمني با اهل بيت(ع) از همان ابتداي شكل گيري اسلام، از آن روز كه در «يوم الدار» پيامبر خدا(ص) علي بن ابي طالب(ع) را جانشين خود معرفي كرد، آغاز شد. اين خط در طول تاريخ با قدرت يافتن بني اميه و بني عباس تداوم داشته و امروز بعد از شكل گيري حكومتي شيعي در حساس ترين نقطه جهان، به اوج خود رسيده است. امروز ابزارهاي نويني چون ماهواره و اينترنت و رسانه نيز در كنار شيوه هاي كهن چون جعل حديث، فرقه سازي و... به كمك دشمنان اهل بيت(ع) آمده و در خدمت اهداف استعمارگران قرار گرفته است تا در قالب دكترين هاي جنگ نرم، منبع اصلي انرژي و قدرت شيعه را كه امامت و ولايت ائمه اطهار(عليهم السلام) باشد مورد هجمه قرار دهند.
آخرين اقدام در اين زمينه، راه اندازي صفحه اي توهين آميز در سايت صهيونيستي فيس بوك است كه در آن به ساحت مقدس امام دهم حضرت امام علي النقي(عليه آلاف التحيه و السلام) جسارت و توهين شده است. هرچند، حدود يك سال از راه اندازي اين صفحه مجازي مي گذرد و در اين مدت، هجونويسان فاسدي كه جز توهين و تمسخر، منطق و سلاح ديگري ندارند، به نوشتن مطالب بي محتوا مشغول بودند؛ اما به تازگي يك خواننده فاسد فراري به نام «شاهين نجفي» كه در آلمان به اجراي كنسرت موسيقي رپ مشغول است، در اقدامي توطئه آميز، كليپي صوتي را انتشار داده كه در متن مبتذل و بي مايه آن، به بسياري از مقدسات اسلامي و انقلابي توهين شده كه در رأس آن جسارت به ساحت مقدس امام هادي(ع) است. در طراحي پوستر آن نيز به حرم مقدس امام رضا(ع) توهين شده است.
اين خواننده موسيقي هاي مبتذل زيرزميني كه در ماجراي فتنه 88 فعال بوده، پيش از اين، در آلبوم هايي جداگانه، به توهين به ولايت فقيه و حمايت از فتنه گران نيز پرداخته است.
اخبار نشر اين اقدام خائنانه با انتشار استفتايي از مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني همزمان گرديد. سوال از معظم له و متن استفتا به اين شرح است: «مدتي است عده اي اجيرشده كه عمدتاً از ضدانقلاب خارج از كشور مي باشند، در فضاي اينترنت، سايت ها و وبلاگ هاي خود به راحتي به امام مظلوم شيعيان حضرت امام هادي[عليه السلام] اهانت و جسارت مي كنند (طراحي، جوك، كاريكاتور، فحاشي، دروغ بستن و ...) حكم اين افراد چيست؟»
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني در پاسخ به اين پرسش، فتوا داده است: «چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند، مرتدند. والله اعلم»
صدور حكم مرجع عاليقدر شيعه كافي بود تا تكليف مومنين در اين زمينه مشخص شود و حجت بر آنان تمام گردد. اولين اقدام عليه اين حركت برنامه ريزي شده را جوانان مومن فعال در عرصه جهاد سايبري انجام دادند كه با راه اندازي وبلاگ ها و صفحاتي در شبكه هاي اجتماعي از جمله «تشكيل كمپين اعدام شاهين نجفي» به مقابله با اين اقدام مزدور استكبار جهاني پرداختند. پايگاه خبري «شيعه آنلاين» نيز براي كشتن شاهين نجفي مبلغ 100هزار دلار جايزه تعيين كرد.
در مقابل، رسانه هاي ضدانقلاب نيز وارد ميدان شدند تا نگذارند اين عنصر بازيچه، احساس تنهايي كند! براي نمونه، بي بي سي فارسي سعي كرد اين حركات توهين آميز به ساحت ائمه (عليهمالسلام) را اقدامي تابوشكنانه جلوه دهد و ضمن حمايت از نجفي، به حكم ارتداد صادر شده حمله كند! پليس آلمان نيز اعلام كرد از جان وي محافظت خواهد كرد. نجفي نيز در حالي كه به شدت ترسيده بود، در مصاحبه با رسانه هاي بيگانه و براي حفظ جان خود اعلام كرد كه «قصد توهين به مقدسات را نداشته است»؟!
از سويي ديگر «مجتبي واحدي» نماينده فراري شيخ ساده لوح، در صفحه فيس بوك خود سعي كرد براي جلوگيري از افتضاح پيش آمده، هر نوع همفكري و همراهي اين خواننده مرتد را از جريان فتنه سبز تكذيب كرده و به كليپ مذكور اعتراض كند؛ اما هواداران ضدانقلاب فتنه سبز به دفاع از شاهين نجفي پرداختند و به واحدي حمله كردند!
مقابله با اين قبيل سناريوهاي سوخته و تكراري كه با هدف حمله بنيان هاي اعتقادي و باورهاي ديني جامعه طراحي شده است، نيازمند طرح ريزي دقيق و هوشمندانه است كه به نظر مي رسد براي مقابله قاطع با اين نوع اقدامات، بايد واكنش درخوري از سوي ملت و مسئولان صورت گيرد تا از تكرار اين گونه موارد جلوگيري به عمل آيد. ضمن آنكه، ابعاد پشت پرده اين گونه اقدامات استكبار جهاني نيز بايد براي ملت غيور و علاقه مند و محب اهل بيت(عليهم السلام) تشريح شود.
توصيه آخر آنكه، با توجه به نزديكي ماه رجب كه هفته اول آن به حضرت امام هادي(ع) تعلق دارد (بنا به روايتي 2 رجب روز تولد و 3 رجب روز شهادت ايشان است) رسانه ملي و ديگر مطبوعات و رسانه ها و منابر بايد به طور ويژه به ذكر فضائل و مناقب دهمين اختر ولايت و امامت بپردازند.
منبع:صبح صادق
برچسبها: توهین به امام هادی, شاهین نجفی, ارتداد شاهین نجفی, شاهین نجفی و توهین به مفدسات, شاهین نجفی مرتد

بخشی از این نوع علم به اوضاع و احوال قیامت اختصاص دارد. اوضاع و احوالی که اگر نبود نَقل و ره آورد وحی، محال بود بشر بتواند به گوشه ای از آن هم دست پیدا کند. ما چون ایمان داریم که قرآن سخن خداست (82/نساء) و هر چه را که خدا بگوید عین حقیقت است (42/فصلت) بنابراین یقین داریم هر چه را هم که خداوند در مورد قیامت گفته است همه حق است و موجود؛ چه برای ما قابل درک و هضم باشد و چه نباشد.
بخشی از این اخبار مربوط می شود به وضعیت چهره انسانها در قیامت که در این مقاله به برخی از آنها اشاره می کنیم.
خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده است که رنگ چهره او متاثر از حالات درونش تغییر می کند. دو رنگ به این دنیا اختصاص دارد و دو رنگ به قیامت. اما آن دو رنگ دنیایی یکی زرد است و دیگری قرمز. اولی در مواقع ترس یا اضطرابِ درون بر چهره می نشیند و دومی یا در اثر شدت ناراحتی و عصبانیت است و یا شرمندگی و خجالت.
اوج جلوه گری دو رنگ دیگر به قیامت حواله شد. در آن روز موعود چهرههایى سفید و نورانى و چهرههایى تاریك و سیاه خواهد بود؛ «یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ» به آنها كه چهرههاى سیاه و تاریك دارند گفته مىشود: چرا بعد از ایمان، راه كفر را پیمودید؟ در مقابل آنها، مؤمنان اند که چهرههایشان سفید شده و غرق در دریاى رحمت الهى خواهند بود و جاودانه در آن زندگىِ آرام بخش به سر می برند. (106-107/آل عمران)
در آیه دیگر قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده از جمله در باره كسانى كه پشت سر هم مرتكب گناه مىشوند مىخوانیم «كَأَنَّما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِماً»؛ گویى صورت آنها را پارههاى تاریك شب پوشانیده است.(27/یونس ع)
در آیه 39 سوره الرحمن آمده است: «فَیَوْمَئذٍ لَّا یُسئَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَ لَا جَانٌ»؛ پس در آن روز از گناه هیچ انسان و جنی سوال نمی شود؛ زیرا «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ»؛ گنهكاران از سیمایشان شناخته شوند. (41/الرحمن)
مرحوم سید هاشم بحرانی صاحب تفسیر البرهان، ذیل آیه «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً» (18/نبأ) روایتی را نقل می کند که شرح این وضعیت است:
عده ای به صورت میمون می آیند و عده ای دیگر به شکل خوك. گروهی سرشان به طرف پایین است و پا به طرف بالا دارند به گونه ای كه صورتشان به زمین كشیده می شود. دسته ای كورند و دسته ای دیگر، كر و لال. بعضى زبانشان از دهان درآمده و روى سینه افتاده و این در حالیست که چرك از آن مىریزد به طورى كه همه را اذیت مىكند. بعضى هم دست و پایشان بریده است و بعضى دیگر به چوبههاى دار آتشین آویخته شدهاند. عده ای هم از مردار بدبوترند. برخی پیراهن هایی از قیر داغ بر تن دارند كه به پوست بدنشان چسبیده است.

در ادامه روایت حضرت به این سوال پاسخ می دهد؛ پاسخی که در حقیقت، بیان واقعیت برخی از گناهان است. اگر کسی به این گناهان عادت کرد و آن خصلت ناپسند، جزء جان و حقیقت او شد؛ در قیامت هم که روز ظهور حق است به این شکل هایی که در روایت آمده است وارد صحنه قیامت می شود.
بر این اساس حضرت فرموند:
بوزینگان کسانی اند که در دنیا سخنچین بودند. خوكان همانهایی هستند که حرام خوری شد سیره شان. سرنگونان کسانی اند که رباخواری شد پیشه شان. كوران قاضیانی هستند که در داوری ستم کردند و رأی ظالمانه دادند. كر و لالان در دنیا خودپسند بودند و آنها كه زبان خود مىجوند کسانی هستند که در دنیا اهل غیبت بودند. دست و پا بریدگان کسانی هستند که مدام همسایه های خود را آزار دادند. به دار آویختگان همانها هستند که با بدگوی مردم آنان را به چنگال خونین زورمندان ستمگر دچار مىكردند. و متعفنان كسانى هستند كه عنان نفس عالى بشرى را به دست شهوت و كامروایى سپرده و از پرداخت حقوق الهى خوددارى نمودند و دسته اخیر(پیراهن هایی از قیر داغ) که مردمی متكبر و فخر فروشاند.
در آیات متعددی از قرآن کریم عاقبت تبهکاران را دو چیز اعلام می کند: «مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ» یکی جهنم است که نیازی به توضیح ندارد و دیگری «مَصیر» بد است که نیازمند توضیح است.
«مصیر» از ریشه «ص ی ر»، «صار» گرفته شده که به معنای صیرورت و گردیدن است. به عنوان مثال وقتی دانه ای پس از کاشت و طی فرایند رشد تبدیل به خوشه گیاهی شد به «شدن» می گویند «صیرورت» و «مصیر». (ر.ک: التحقیق 6/311)
پس «بِئْسَ الْمَصیرُ» یعنی «بد تبدیل شدنی» مانند اینکه دانه، فرآیند رشد و بالندگی را درست طی نکند و در اثر همین سوء رشد گندیده و پوسیده شود که در این موقع گفته می شود آن دانه فاسد شد و رشد نکرد.
روح انسان هم اینگونه است اگر تعالیم الهی را آموخت و به کار بست، فرشته خو «می شود» و با چهره ای انسانی و نورانی وارد قیامت می شود. اما اگر تعالیم الهی را به پشت سر انداخت و به آن بی اعتنایی کرد درنده خو «می شود» و با چهره ای سیاه و حیوانی به قیامت احضار و به جهنم پرتاب می شود.
«وُجُوهٌ یَوْمَئذٍ مُّسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ * وَ وُجُوهٌ یَوْمَئذٍ عَلَیهَْا غَبرََةٌ * تَرْهَقُهَا قَترََةٌ * أُوْلَئكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ»؛ در آن روز چهرههایى درخشان، خندان و نورانیند، و چهرههایى تاریك كه سیاهى مخصوصى آن را پوشانیده است؛ آنان همان منکران و تبهکارانند که در دنیا خدا و دین او را منکر شده و نپذیرفتند. (عبس/38-42)
با توجه به آیات و روایاتی که بیان کردیم برای ما معلوم می شود که معنای آیه «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»(179/اعراف) که در وصف اهل جهنم نازل شده؛ توهین و اهانت به آنها نیست؛ بلکه حقیقت درونی آنهاست که در قیامت نمایان خواهد شد.
منبع:تبیان
برچسبها: چهره در قیامت, میمون در قیامت, خوک در قیامت, گواهی چهره در قیامت, بئس المصیر در قرآن
پدر شهید مصطفی احمدیروشن گفت: کسانی که سد راه خانواده شهدا هستند، بیخود می کنند با خانواده شهدای هستهای عکس و فیلم میگیرند؟

رحیم احمدی روشن: همان کسانی که بدون سلام و نام خدا به رهبر معظم انقلاب نامه می نویسند، امروز خانواده های شهدای هسته ای را دور خودشان جمع می کنند و با آنها عکس و فیلم می گیرند و می خواهند از خون شهدای هسته ای به نفع خودشان استفاده کنند.
وی افزود: اینها چرا باید این کارها را بکنند، در حالی که حتی یک پیام و پیغام کوچک برای خانواده شهدای هسته ای ندادند، چه حقی دارند که با خانواده شهدا عکس و فیلم می گیرند و مردم را ملعبه دست خودشان می کنند، باید خجالت بکشند از خون شهدای هسته ای، این ها دل ما را به درد می آورند.
پدر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: کسانی که یک قدم برای خانواده شهدا برنداشته اند و سد راه خانواده شهدا هستند بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته ایی عکس و فیلم می گیرند این ها می خواستند مملکت ایران را با آن چراغ سبزی که به آمریکا و اسرائیل نشان دادند به آنها بفروشند و سیبل مقابلشان مقام معظم رهبری بود و می خواستند ایشان را از اریکه قدرت پایین بکشند که به لطف خدا و پشتیبانی این مردم موفق نشدند و از این به بعد هم موفق نمی شوند.
وي متذکر شد: اینها کسانی بودند که برای خانواده شهدای هسته ایی که ما باشیم یک پیامک ندادند، اما رهبر معظم انقلاب و زن و بچه اش به خانه ما آمدند و ما را به خانه خودشان دعوت کردند ولی یکی از آنها قدم از قدم برنداشتند برای عرض تسلیت نه به ما و نه به کسان دیگری پیامی بدهند متاسفانه آنها جامعه را برای خودشان باز می بینند و می خواهند خون شهدای هسته ای را به نفع خودشان مصادره کنند.
پدر شهید احمدی روشن خاطرنشان کرد: خط قرمز ما و شهید احمدی روشن رهبر معظم انقلاب است و اگر کسی بخواهد از این خط قرمز بگذرد با ما طرف است و پا روی خون شهدای ما گذاشته و باید پا روی خون ما هم بگذارد.
منبع:خبرگزاری دانشجو
برچسبها: واکنش پدر شهید روشن, پدر شهید احمدی روشن و هاشمی, خطاب خانواده شهید به هاشمی, رحیم احمدی روشن و هاشمی رفسنجانی
خداوند به حضرت "داوود" علیه السلام فرمود: «من شش چیز را در شش چیز قرار دادم و مردم در چیز دیگری جستجو می کنند.
1. آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا جستجو می کنند.
2. علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم در سیری جستجو می کنند.
3. عزت را در بیداری شب قرار دادم ولی مردم در دربار جستجو می کنند.
4. بزرگی را در تواضع قرار دادم ولی مردم در تکبر جستجو می کنند.
5. استجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم در سر و صدا جستجو می کنند. ( آیت الله جوادی آملی: مردم فکر می کنند خدا خیلی دوره و داد می زنند در حالی که خدا همین نزدیکی هاست.)
6. ثروت را در قناعت قرار دادم ولی مردم در انباشت جستجو می کنند.»
منبع:وبلاگ ایستاده ایم
برچسبها: حدیث قدسی حضرت داوود, آسایش کجاست, علم کجاست, چگونگی استجابت دعا, دعا و لقمه حلال
پاک و منزه است آن خدایی که جمال مطلق است و جلوه ای از جمال خویش را در خلقت زن به نمایش گذاشته است که "زن ، در آئینه جمال و جلال"1 گاه می شود مریم مطهره، گاه می شود آسیه مؤمنه، گاه می شود خدیجه کبری و گاه فاطمه زهرا صلوات الله علیهن که کوثر اعطایی حضرت حق به بهترین مخلوقاتش است.

«خدا منزه و برتر است از اين نسبت، آن كس كه چنين مي گويد مي پندارد كه خداوند قدرت نداشت براي آدم همسري از غير دنده اش بيافريند، اينان راه را بر خرده گيران باز مي كنند... اينها چه مي گويند؟ خداوند ميان ما و آنان داوري مي كند. خداوند بزرگ آنگاه كه آدم را از خاك آفريد و به ملائكه فرمان داد تا او را سجده كنند، خوابي عميق بر او چيره ساخت، سپس مخلوقي جديد بيافريد... كه وقتي به حركت در آمد، از حركت او به خود آمد، چون بدان نگريست ديد زيباست و همانند خود اوست، جز اينكه زن است... آدم در اين هنگام گفت: خداوندا اين مخلوق زيبا كيست كه من نسبت به او چنين احساس انس مي كنم؟ خداوند گفت: اين بنده من حوّاست...»2
با توجه به سخنان علما و بزرگان در باب مراتب عقل زن، باید با اطمینان کامل و ضرس قاطع گفت که آن عقلی که مایه امتیاز در پیشگاه خداست که "ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان"3 است؛ هیچ فرقی در زن و مرد ندارد بلکه انسانیت و کمالات انسانی مربوط به روح است و روح مذکر و مؤنث ندارد.
قرآن کریم نیز برخلاف برخي نظريات تحقيرآميز كه زن را در مقام استعدادهاي روحاني هم رديف مرد نمي دانند، دوشادوش مردان بزرگ از زنان بزرگ نيز ياد مي كند چنانچه از همسران آدم و ابراهيم عليهما السلام و از مادران موسي و عيسي عليهما السلام در نهايت تجليل نام برده است. به عنوان نمونه در سوره آل عمران آمده است:
یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ اصْطَفیکِ وَ طَهَّرَکِ وَاصْطَفیکِ عَلی نِساءِ الْعالَمین4
اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان برتري داده است.
ربّ امراة افقهُ من رجل5
چه بسا زناني كه از مردان فقيه تر باشند.
و درباره دوران ظهور و تشكيل جامعه آرماني نيز از والايي زنان در عرصه فقاهت و دين شناسي در حديثي آمده است:
قال الباقر عليه السلام: و تؤتَون الحكمة َفي زمانه حتي ان المراة لتقضي في بيتهابكتاب الله تعالي و سنة رسول الله.
در زمان حكومت حضرت مهدي عليه السلام، زنان در خانه ها، با كتاب خدا و سنت پيامبر صلی الله علیه و آله قضاوت كنند.6
در دل انبیا که خانه مقدس خدای تعالی است محبت به این مخلوق زیبای خدا نیز جایگاهی معلوم داشته که موجبات خشنودی صاحب خانه دل فراهم می آورده است.
و نیز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَن اِتخذ زوجة فلْیُکرمها8
هرکس که زنی را به همسری می گیرد پس اکرام و احترام او نیز بر وی واجب است.
پس باید در طریق این بزرگان که طریق راستی و سعادت و کمال است گام نهاد و به زنان و همسران عشق ورزید و ایشان را گرامی داشت که در مقام و منزلت جنس زن همین بس که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از زنان است که خداوند جل جلاله فرمود: اگر فاطمه نبود خاتم پیغمبران و امیرمؤمنان صلوات الله علیهما را خلق نمی نمودم.9
پی نوشت:
1. اشاره به کتاب حضرت علامه جوادی آملی که به همین عنوان است.
2.بحار الانوار ج11 ص221.
3. العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان. عقل آنچه که خدای رحمان با آن عبادت می شود و بهشت به وسیله آن کسب می شود، است.كافى، ج 1، ص 11
4. سوره آل عمران،آيه 42
4.1. در مورد این آیه حدیث زیبایی وارد شده است که لازم به ذکر است:
قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «... ابنتى فاطمه، و انها لسيده نسا العالمين فقيل: يا رسول اللَّه! هى سيده نسا عالمها؟ فقال: ذاك لمريم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمه فهى سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرايها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين و ينادونها بمانادت به الملائكه مريم فيقولون يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. (اصول كافى، ج 1، ص 437، ح 4: ما من نبى جا قط الا بمعرفه حقنا و تفضيلنا على من سوانا)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است. از او سئوال شد يا رسول اللَّه! سرور زنان زمان خودش؟ فرمودند: اين امتياز محدود، مربوط به حضرت مريم است، ولى دخترم فاطمه برترين زن عالميان از اولين و آخرين است. او هنگامى كه در محراب عبادتش قرار می گيرد، هفتاد هزار ملائكه از مقربين درگاه الهى بر او سلام و درود مى فرستند و او را مخاطب قرار مى دهند، با آن جمله اى كه مريم را مخاطب قرار داده بودند و چنين مى گويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.
5. وسائل الشيعه 8/124
6. غيبت نعماني ص 239.
7. كافي ج5 ص 320
8. حقوق در اسلام/محسن فقیه/انتشارات امامت/ص99
9. يا أحمد لولاك لما خلقت الأفلاك، ولولا علي لما خلقتك، ولولا فاطمة لما خلقتكما) (الجنة العاصمة : 148 ، مستدرك سفينة البحار: 3 / 334 عن مجمع النورين : 14 ، عن العوالم : 44 . الأسرار الفاطمية - الشيخ محمد فاضل المسعودي - ص 231) هذا الحديث من الأحاديث المأثورة التي رواها جابر بن عبد الله الأنصاري عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عن الله تبارك و تعالى
اي احمد اگر تو نبودي افلاک را نمي آفريدم و اگر علي نبود تو را نمي آفريدم و اگر فاطمه نبود شما دو تن را خلق نمي کردم. اين روايت از رواياتي است که از جابر بن عبد الله الانصاري آن را از رسول خدا از خداوند نقل کرده است.
برچسبها: مقام زن, مقام حضرت فاطمه, آفرینش زن, آفرینش حوا, فقه زن

این روزها بحث بر سر نحوه پوشش متهمان زن در دادگاهها، با حضور متهمان پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی با چادر در دادگاه دوباره بر سر زبانها افتاده و دوباره صدای اعتراض خیلیها را بلند کرده است.
در واقع بسیاری معتقدند تعیین کردن پوشش چادر برای زنان متهم، توهین به پوششی است که برای خیلیها مقدس است. از طرفی این اتفاق میتواند تبلیغی علیه پوشش چادر محسوب شود به گونه ای که افراد با دیدن صحنههای دادگاه، تصویر متهمی با پوشش چادر در ذهنشان ثبت شود.
از طرفی عده ای معتقدند فرد هر گناهی هم که مرتکب شده باشد باید با حجاب کامل و برتر که در شأن محکمه اسلامی است در دادگاه حاضر شود، اما ظاهراً ضرر این کار به مراتب از منفعتش بیشتر است.
دکتر سارا سروستانی دکترای مدیریت رسانه در گفت و گوی اختصاصی با تبیان گفت: این روزها که شاهد تبلیغات روز افزون رسانه های خارجی برای تخریب چهره چادر و زنان محجبه هستیم دیگر نباید خودمان هم با نشان دادن زنان چادری در زندانها به اثربخشی این تبلیغات کمک کنیم.
سروستانی ادامه داد: امروزه رسانه های بزرگ دنیا که وظیفه تغذیه فکری مردم جهان را به عهده گرفتهاند از کوچکترین فرصتی برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی خود نمیگذرند و با استفاده از علوم ارتباطات و نشانه شناسی از جزئیترین نشانهها هم برای تحمیل اندیشه خود به ناخودآگاه مخاطبان بهره برداری میکنند اما ما نه تنها چندان کار مثبتی برای آشنا سازی مردم بیرون از مرزهای کشورمان انجام نمیدهیم بلکه با نشان دادن زنانی که بعضاً به جرمهای منافی عفت یا دزدی و قتل متهم هستند با پوشش مقدس چادر تیشه به ریشه فرهنگ خود میزنیم.
سروستانی با اشاره به اینکه این اتفاق نه تنها در دادگاهها رخ میدهد بلکه به برنامه های سینما و تلویزیونی هم رسوخ کرده است گفت: بسیار دیده میشود که در برنامه های سینمایی و تلویزیونی و سریالهای پر بیننده برای زنانی که از سطح سواد و فرهنگ پایینتری برخوردارند پوشش چادر انتخاب میشود، حالا کار به جایی رسیده که گویی چادر نشانه و پوشش مخصوص افراد سطح پایین و بیچاره است و این توهین بزرگی است به کسانی که نه تنها چادر مانع پیشرفت آنها نشده بلکه با صیانت از روح آنها به رسیدنشان به مدارج بالای فرهنگی و علمی کمک کرده است.

محمد تقی رهبر نماینده مجلس در این رابطه میگوید: در برخی محافل و اماکن استفاده از چادر را اجباری میکنند که نه تنها موجب حرمت گذاشتن به حجاب و چادر نیست بلکه به نوعی موجب بی حرمتی به حجاب و به خصوص چادر نیز میشود. مطمئناً اجباری کردن استفاده از چادر در برخی مکانها نه تنها مفید نیست بلکه موجب کاهش قداست آن نیز میشود.
پرفسور حسین باهر جرم شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: همان طور که یک قاضی، وکیل، پزشک و... دارای لباس فرم هستند متهمان در دادگاه هم میتوانند لباس فرم داشته باشند و چون کشور ما کشوری اسلامی است استفاده از چادر به عنوان لباس فرم در دادگاه میتواند عرف باشد ولی به شرطی که این چادر وقتی بر سر یک متهم زنا کار، قاتل و مفسد و... قرار میگیرد با نشانه ای همراه باشد که مخاطب دریابد که این چادر لباس فرم متهم است مثلاً چادرهایی با آرم و نشان زندان یا دستگاه قضائی. در حالی که هم اکنون بسیاری از متهمان به قول معروف با چادر نماز وارد دادگاه میشوند.
لاله افتخاری نماینده مجلس هم در مورد استفاده متهمان زن از چادر در دادگاهها گفت: بسیاری از زنان مجرم پایبند به حجاب نیستند و به اجبار با چادر در دادگاهها حاضر میشوند در حالی که این اقدام میتواند به حرمت چادر خدشه وارد کرده و نتیجه منفی در جامعه داشته باشد.
وی افزود: اگر سازمان زندانها میخواهد متهمان زن در دادگاهها با چادر حاضر شوند حداقل از ملحفه یا پارچهای که نماد زندان دارد استفاده کند.
نماینده تهران در مجلس اظهار داشت: در ملاقاتی که نمایندگان زن تهران در مجلس با آیتالله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه داشتند این موضوع مطرح شد.
وی افزود: نمایندگان زن به رئیس قوه قضائیه در مورد استفاده از چادر بر سر بازیگران سینما که نقشهای منفی و آسیبپذیر را ایفا میکنند هم اعتراض داشتند. که پاسخ رئیس قوه قضائیه اعلام آمادگی برای رفع این مشکلات بود.
البته این اولین بار نیست که نسبت به این موضوع اعتراضاتی شنیده میشود بلکه دامنه این اعتراضات تا جایی بالا گرفت که اواسط سال گذشته خبر رسید قانون اجبار زنان متهم برای سر کردن چادر برداشته شده است.

محمد باقر ذوالقدر در این باره گفت: درخواست حذف پوشش اجباری چادر از سوی افراد متدین مطرح شد. عدهای معتقد بودند که متهمان زن که دست به برخی از جرائم زدهاند نباید از پوشش چادر استفاده کنند زیرا مورد وهن چادر میشود.
به گفته او از سوی معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه درخواستی به ریاست قوه قضاییه مبنی بر حذف پوشش چادر داده شد که این موضوع از سوی ریاست قوه قضاییه نیز پذیرفته شد، این آیین نامه به سازمان زندانها نیز ابلاغ شد تا از این پس این رویه گذشته حذف شود تا موجب وهن چادر به عنوان پوشش برتر نباشد.
همچنین یدالله عسگری، مدیرکل پیشگیریهای قضایی معاون پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه در این باره گفت: آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه طی دستوری به رئیس سازمان زندانهای کشور ابلاغ کرد که زنان متهم که مرتکب جرائم خلاف عفت عمومی شدهاند با همان وضعیت لباس معمول در جامعه در دادگاه حاضر شوند.
اما با وجود این مسئله باز هم شاهد حضور زنان مجرم و متهم با پوشش مقدس چادر در دادگاهها هستیم، گویی این موضوع از شکل یک قانون به صورت یک عرف درآمده است و در این مورد هم باید اقدامات لازم صورت بگیرد. به نظر میرسد اگر لباس فرم مناسبی برای متهمان زن طراحی و استفاده شود این مشکل هم قابل حل باشد و دیگر هر کس نتواند با این موضع سلیقه ای برخورد کرده و یا از آن سوءاستفاده کند.منبع:تبیان
برچسبها: چادر اجباری, چادر متهمان, چادر دادگاه, چادر زندانیان, چادر قوه قضائیه

امام علی علیه السلام د رتوصیه نعمت های بهشتی می فرماید:
«فَلَوْ رَمَیْتَ بِبَصَرِ قَلْبِكَ نَحْوَ مَا یُوصَفُ لَكَ مِنْهَا لَعَزَفَتْ نَفْسُكَ عَنْ بَدَائِعِ مَا أُخْرِجَ إِلَى الدُّنْیَا مِنْ شَهَوَاتِهَا وَلَذَّاتِهَا، وَ زَخَارِفِ مَنَاظِرِهَا، وَلَذَهِلَتْ بِالْفِكْرِ فِی اصْطِفَاقِ أَشْجَار غُیِّبَتْ عُرُوقُهَا فِی كُثْبَانِ الْمِسْكِ عَلَى سَوَاحِلِ أَنْهَارِهَا، وَفِی تَعْلِیقِ كَبَائِسِ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ فِی عَسَالِیجِهَا (وَأَفْنَانِهَا وَطُلُوعِ تِلْكَ الِّثمارِ مُخْتَلِفَةً فِی غُلُفِ أَكْمَامِهَا تُجْنَى مِنْ غَیْرِ تَكَلُّف فَتأْتی عَلَى مُنْیَةِ مُجْتَنِیهَا، وَ یُطَافُ عَلَى نُزَّالِهَا فِی أَفْنِیَةِ قُصُورِهَا بِالاَْعْسَالِ الْمُصَفَّقَةِ وَالْخُمُورِ الْمُرَوَّقَةِ. قَوْمٌ لَمْ تَزَلِ الْكَرَامَةُ تَتََمادَى بهِمْ حَتَّى حَلُّوا دَارَ الْقَرَارِ، وَأَمِنُوا نُقْلَةَ الاَْسْفَارِ فَلَوْ شَغَلْتَ قَلْبَكَ أَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ بِالْوُصُولِ إلَى مَا یَهْجُمُ عَلَیكَ مِنْ تِلْكَ الْمَنَاظِرِ الْمُونِقَةِ لَزَهِقَتْ نَفْسُكَ شَوْقاً إِلَیْهَا، وَلَتَحَمَّلْتَ مِنْ مَجْلِسِی هذَا إِلَى مُجَاوَرَةِ أَهْلِ الْقُبُورِ اسْتِعْجَالاً بِهَا. جَعَلَنَا اللهُ وَإِیَّاكُمْ مِمَّنْ یَسْعَى بِقَلْبِهِ إِلى مَنَازِلِ الاْبْرَارِ بِرَحْمَتِهِ؛
پس اگر با دیده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است، نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنیا همچون شهوت ها و خوشى ها و زیورها و منظره هاى دل انگیز و زیباى آن كه براى تو آفریده شده است، بیزارى جسته و با اندیشیدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسیم پدید مى آید و ریشه هاى آن درختان در درون تپه هایى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گردیده است، و نیز با اندیشیدن در خوشه هاى مروارید و شاخه هاى تر و تازه آن و ظاهر شدن آن میوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حیران و سرگردان و از خود بیخود مىگردد.
اندیشیدن در آن میوه هایى كه بدون زحمت چیده شده و به آن گونه كه چیننده بخواهد، حاضر مى شود و براى ساكنان آن در گرداگرد كاخ هاى آن، عسل هاى صاف و خالص و شراب هاى تصفیه شده به چرخش در مى آید. اهل بهشت گروهى هستند كه همواره بزرگوارى شامل آنان شده تا اینكه به سراى آرامش بهشت جاوید رسیده و از نقل مكان ها و سفرها آسوده گردند. پس اى شنونده! اگر دل خود را از هر چیزى بازداشته و به رسیدن به آن منظره هاى شگفت انگیز مشغول گردانى، جان تو در اشتیاق بهشت پرواز نموده و براى تعجیل در رسیدن به آن، مجلس سخنرانى مرا رها نموده و همسایگى به گور خوابیدگان را برخواهى گزید. خداوند ما و شما را از كسانى قرار بدهد كه با رحمت خداوند و با تمام وجود براى رسیدن به جایگاه نیكان، تلاش مى نمایند».(1)
در سخن دیگری از حضرت، نعمت های بهشتی این گونه توصیف شده است: « وَلَیْسَ شَیْءٌ بِخَیْر مِنَ الْخَیْرِ إِلاَّ ثَوَابُهُ، وَكُلُّ شَیْء مِنَ الدُّنْیَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِیَانِهِ، وَكُلُّ شَیْء مِنَ الاْخِرَةِ عِیَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ، فَلْیَكْفِكُمْ مِنَ الْعِیَانِ السَّمَاعُ، وَمِنَ الْغَیْبِ الْخَبَرُ وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا نَقَصَ مِنَ الدُّنْیَا وَ زَادَ فی الاْخِرَةِ خَیْرٌ مِمَّا نَقَصَ مِنَ الاْخِرَةِ وَ زَادَ فِی الدُّنْیَا؛ و هیچ نیكى بهتر از نیكى دیگر نیست، جز پاداش خداوند و هر چیزى از نعمت هاى دنیا شنیدنش بزرگتر، مهم تر و با عظمت تر از دیدن آن و هر چیزى از آخرت، دیدن آن، بزرگتر از شنیدنش است. نعمت هاى دنیا وصفشان بهتر از دیدنشان، ولى نعمت هاى آخرت دیدنشان بهتر از وصفشان است؛ پس هم اكنون كه در دنیا زندگى مى كنید و شما را یاراى دیدن نعمت هاى آخرت نیست، به شنیدن نعمت هاى آخرت به جاى دیدن نعمت هاى آن و نیز به خبرهاى غیبى از جهان رستاخیز به جاى دیدن آنچه كه اكنون از دیدگان شما پنهان است، بسنده كنید و بدانید آنچه از دنیا كاهش یافته و بر آخرت افزوده گردد، بهتر است از آنچه كه از آخرت كاهش یافته و بر دنیا افزوده گردد».(3)
مرتبه های بهشتیان بهشت، درجات و مراتب مختلفى دارد. نعمت هاى بهشتى نیز براى همه بهشتیان یكسان نیست. همه بهشتیان در یك مقام نیستند، بعضى در اعلا مرتبه و بعضى در پایین ترین درجات و برخى در حد متوسط هستند. امام علی علیه السلام در سخنی می فرماید: « دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَمَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ، لاَ یَنْقَطِعُ نَعِیمُهَا، وَلاَ یَظْعَنُ مُقِیمُهَا، وَلاَ یَهْرَمُ خَالِدُهَا، وَلاَ یَبْأَسُ سَاكِنُهَا؛ بهشت داراى درجه ها و رتبه هایى است كه برخى بر برخى دیگر برترى دارد و داراى جایگاه هایى است كه از یكدیگر متمایزند».(4)
اهل بهشت همه در یك پایه نیستند؛ بلكه بر اساس اعتقاد و عمل و فكر، داراى پایه ها و مراتب و درجات گوناگون مى شوند، گروهى در بالاترین رتبه هاى بهشت و گروهى دیگر در پایین ترین رتبه هاى آن، و گروهى نیز در میانه این دو دسته قرار دارند و این گروه نیز خود داراى درجات گوناگون مى باشند: « فَإِنَّ الجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ؛ پس به راستى كه پیكار در راه خدا، دروازه اى از دروازه هاى بهشت است كه خداوند آن را براى دوستان مخصوص خود گشوده است».(5)
پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه، خطبه 165.
2. همان، خطبه 109.
3. همان؛ خطبه 114.
4. همان، خطبه 85.
5. همان، خطبه 27.
منبع:تبیان
برچسبها: بهشت در نهج البلاغه, نعمت های بهشت در نهج البلاغه, بهشتیان در نهج البلاغه, درجات بهشت در نهج البلاغه, حالات بهشتیان در نهج البلاغه
نكته: جعفربن يونس، مشهور به «شبلي» از عارفان نامي و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجري است. وي استاد بسياري از عارفان پس از خود بود. در شهري كه شبلي مي زيست، موافقان و مخالفان بسياري داشت. در ميان خيل دوستداران او، نانوايي بود كه شبلي را هرگز نديده و فقط نامي و حكايت هايي از او شنيده بود. روزي شبلي از كنار دكان او مي گذشت. گرسنگي، چنان، او را ناتوان كرده بود كه چاره اي جز تقاضاي نان نديد، از مرد نانوا خواست كه به او، گرده اي نام، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلي رفت.
در دكان نانوايي، مردي ديگر نشسته بود كه شبلي را مي شناخت. رو به نانوا كرد و گفت: «آيا مي داني آن مردي كه الان از خود راندي و لقمه اي نان را از او دريغ كردي، شبلي بود؟!» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و پريشان و شتابان، در پي شبلي افتاد و عاقبت او را در بيابان يافت. بي درنگ، خود را به دست و پاي شبلي انداخت و اصرار كرد كه: «منت بر من بگذار و شبي را در سراي من بگذران تا به شكرانه اين توفيق و افتخار كه نصيب من مي گرداني، مردم بسياري را اطعام كنم.» شبلي پذيرفت.ميهماني عظيمي بر پا شد. صدها نفر از مردم بر سرسفره او نشستند. مرد نانوا صد دينار در آن ضيافت هزينه كرد و همگان را از حضور شبلي در خانه خود خبر داد.بر سر سفره، اهل دلي روي به شبلي كرد و گفت: «يا شيخ! نشان دوزخي و بهشتي چيست؟» شبلي گفت: «دوزخي آن است كه يك گرده نان را در راه خدا نمي دهد؛ اما براي شبلي كه بنده ناتوان و بيچاره او است، صد دينار خرج مي كند!»
نظر: به اين داستان از زاويه ديگري نيز مي توان پرداخت و آن اينكه برخي از ما شايد صدها كار مستحب و خير انجام دهيم، اما از واجبات غافل باشيم، نذر و نذورات و مراسم مذهبي مستحب مي گيريم، اما درباره واجبي چون نماز كاهلي و تنبلي مي كنيم. به همين دليل است كه مولا علي(ع) مي فرمايند: مستحباتي كه تو را از انجام واجبات باز مي دارد، ترك كن.
منبع:صبح صادق
برچسبها: کار برای خدا, اخلاص, داستان شبلی, شبلی و نانوا, اخلاص در مراسم مذهبی
منبع:صبح صادق
برچسبها: توهین سیاوش اردلان به مردم, توهین سیاوش اردلان, توهین بی بی سی به مردم, توهین اردلان به مردم, بی ادبی بی بی سی
در جديدترين فحاشي هاي اصلاح طلبان نسبت به خود، «فريبا داوودي مهاجر» عضو مركز بررسي هاي استراتژيك دوران اصلاحات كه در دور اول با تحريم انتخابات و حضور پرشور مردم، طعم تلخ شكست مفتضحانه اي را چشيده است، با انتشار و تأييد مطلبي به قلم نيك آهنگ كوثر در صفحه فيس بوكش، اصلاح طلبان را بيماران رواني ناميد!
وي كه همراه ديروز دولت اصلاحات بود در اين متن با اشاره به اينكه امثال خاتمي و موسوي در دوره مديريت خودشان از بزرگ ترين سانسورچي ها بوده اند، تفكر اصلاح طلبي را تفكري خواند كه در آن، هدف وسيله را توجيه مي كند!
اين مشاور دولت اصلاحات مي نويسد: «هر وقت رسانه هايي را مي بينم كه به رهبران اصلاح طلب و هاشمي رفسنجاني به خاطر منافع سياسي، نوعي «مصونيت» سياسي بخشيده اند، حس مي كنم اصلاح طلبان نياز به يك اصلاح ساختاري دارند.
وي در ادامه با حمايت از رضا پهلوي و حمله به اصلاح طلبان، آنان را بيماران رواني ناميد و نوشت: «وقتي با برخي از دوستان اصلاح طلب و تعدادي از روزنامه نگاراني كه وام دار اين گروه هستند حرف مي زنم، احساس مي كنم از يك بيماري روحي- رواني مزمن رنج مي برند!»
يكي از كاربران در زير اين مطلب فريبا داوودي مهاجر با اشاره به نويسنده اصلي اين متن اظهار مي دارد: «خود نيك آهنگ كوثر بايد از ارتباطش با مهدي هاشمي و جيره خواري از ايشون بگه تا نوبت به باقي جماعت برسه.»
منبع:صبح صادق
برچسبها: فحاشی اصلاح طلبان, فريبا داوودي مهاجر, نيك آهنگ كوثر, فیس بوک فريبا داوودي مهاجر, توهین اصلاح طلبان به خودشان

آموزش وپرورش از صفات ارزشمند شهدا براي نسل جوان الگوسازي كند
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از معلمان سراسر كشور، ضمن تبيين جايگاه رفيع و نقش بي بديل معلم، در پايه ريزي جامعه اي سرآمد و مبتني بر فضيلت هاي انساني و علم و دانش، لزوم برنامه ريزي دقيق براي اجراي سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش را يادآور شدند و با اشاره به مرحله دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي تأكيد كردند: ملت ايران روز جمعه يك بار ديگر با حضور در صحنه، هوشياري، بصيرت و موقع شناسي مثال زدني خود را به نمايش خواهد گذاشت .
رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار كه در ايام بزرگداشت روز معلم برگزار شد، ضمن گراميداشت ياد و خاطره استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري و تبريك روز معلم، در بيان جايگاه والا و ارزشمند معلم افزودند: مهم ترين ويژگي معلم اين است كه انسان هايي با استعدادها، عواطف، احساسات و ظرفيت هاي فراوان در اختيار او قرار دارند و تلاش و ابتكار معلم مي تواند از اين كودكان و نوجوانان، دانشمندان برجسته و انسان هاي صالح، دانا و توانا بسازد .
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، آحاد مردم، آموزش و پرورش و خود معلمان را به قدرشناسي منزلت و جايگاه معلم توصيه و خاطرنشان كردند: عملكرد صحيح، با تدبير و دلسوزانه معلم، قطعاً مي تواند بنيان مستحكمي را در جامعه پايه ريزي كند كه بسياري از مشكلات فرهنگي، اخلاقي و رفتاري، در آن حل شده، باشد .
ايشان همچنين با اشاره به فراگيري بي بديل وزارت آموزش وپرورش در سراسر كشور و حتي در دورترين نقاط، مسئوليت اين وزارتخانه را مضاعف دانستند و افزودند: در سال هاي اخير اقدامات قابل تقديري در آموزش وپرورش انجام شده كه مهم ترين آنها تهيه سند تحول بنيادين است، اما رسالت اصلي، اجراي اين سند تحول است .
تهيه نقشه راه براي اجراي سند تحول بنيادين در آموزش وپرورش
معظم له تأكيد كردند: لازمه اجراي سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش، برنامه ريزي دقيق و تهيه نقشه راه و عمل به آن، تا رسيدن به اهداف تعيين شده، است .
رهبر معظم انقلاب اسلامي تأتيد كردند: علاوه بر آموزش و پرورش، دستگاه هاي تبليغاتي، صدا و سيما، دستگاه هاي دولتي و روحانيون نيز در معرفي الگوها و الگوسازي در جامعه، مسئوليت سنگيني بر عهده دارند .
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به مرحله دوم انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي افزودند: ملت ايران همواره هوشيارانه و در لحظه لازم، كار بهنگام را انجام داده است كه نمونه بارز آن حضور گسترده و درخشان مردم در مرحله اول انتخابات مجلس در اسفند ماه بود كه اين موقعيت شناسي تأثير خود را هم گذاشت .
ايشان با اشاره به تمام نشدن كار انتخابات مجلس نهم، يادآور شدند: ملت ايران با قدم بلندي كه در روز جمعه پانزدهم ارديبهشت برخواهد داشت و با حضور در پاي صندوق هاي رأي و كامل كردن مجلس نهم، بار ديگر موقع شناسي خود را به دنيا نشان خواهد داد .
رهبر معظم انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه در شرايط كنوني جهان ملت ها براي دستيابي به موفقيت بايد هوشيارانه در صحنه باشند و ظرفيت هاي خود را به ميدان بياورند، افزودند: به لطف خداوند، ملت ايران، در صحنه حضور دارد و بصير و موقع شناس است و دشمن خود را هم به خوبي مي شناسد و فريب تظاهر رياكارانه او به دوستي را نيز نمي خورد .
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، انتخابات را يكي از مظاهر حضور در صحنه دانستند و فرمودند: در شرايط كشمكش ميان قدرت هاي مادي، ملت ايران براي اينكه بتواند از حقوق خود و نسل هاي آينده دفاع كند، بايد همواره حضور در صحنه و هوشياري را حفظ كند .
ايشان با تأكيد بر اينكه افق آينده براي ملت ايران بسيار روشن است، افزودند: به فضل پروردگار قطعاً فرداي ايران اسلامي بهتر از امروز خواهد بود .
منبع:صبح صادق
برچسبها: امام خامنه ای در دیدار با معلمان, دیدار آقا با معلمان, دیدار رهبر با معلمان, الگو سازی شهدا, وظیفه معلم از نگاه رهبر

به گزارش پرس تي وي، لابي هاي صهيونيست، برخي مقامات باكو را براي پذيرفتن و سكني دادن به تروريست هاي گروهك منافقين در پايگاه هاي نظامي هوايي متروكه تحت فشار قرار مي دهند. اين موضوع در مذاكرات اخير آويگدور ليبرمن، وزير امورخارجه رژيم صهيونيستي و مقامات آذري در باكو در اواخر آوريل مطرح شده است.
پرس تي وي نوشت: دولت آذربايجان به تازگي چهار پايگاه از 16 پايگاه هوايي و نظامي متروكه در اين كشور را به رژيم صهيونيستي اجاره داده است.
رژيم صهيونيستي ظاهراً به دنبال پايگاه هايي در آذربايجان با شرايط يكسان با پادگان اشرف در عراق است تا مانع انحلال كامل اين گروهك تروريستي شود.
در پي تصميم دولت عراق براي اخراج گروهك تروريستي منافقين، از جمهوري آذربايجان، اردن، پاكستان، قطر و عربستان سعودي به عنوان گزينه هاي فرار منافقين نام برده مي شود. در همين حال، روزنامه «ميامي هرالد» در گزارشي نوشت: جمهوري آذربايجان به تدريج به آشيانه جاسوسي اسرائيل و آمريكا عليه روسيه و ايران تبديل مي شود. تل آويو درصدد افزايش مناسبات با دولت باكو است و در اين زمينه در ماه گذشته قرارداد فروش 6/1 ميليارد دلار سلاح به جمهوري آذربايجان را به امضا رساند. به گفته يك ديپلمات صهيونيست كه در انعقاد برخي قراردادهاي تجاري مشابه ميان صهيونيست ها و آذربايجان فعال است و مايل به افشاي نامش نيست، «آذربايجان نقش عمده اي در برنامه ها و آرزوهاي منطقه اي اسرائيل بازي مي كند.»
منبع:صبح صادق
برچسبها: اخراج منافقین, منافقین و آذربایجان, پادگان اشرف جدید, منزل جدید منافقین, کشور جدید منافقین
¤ آيا ابروي اصلاح شده براي زن حكم زينت را دارد؟ تا چه حد بايد پوشانده شود؟
- تشخيص مصداق زينت، عرفي است و هرچه عرفاً زينت محسوب شود، زن بايد آن را از نگاه نامحرم بپوشاند.
¤ پوشيدن انگشتري طلا براي زن چه حكمي دارد؟
- استفاده زنان از زينت و زيورآلات و آرايش كردن خود اشكال ندارد، لكن بايد از نامحرم پوشانده شود.
¤
زدن كرم هاي ضدآفتاب در فصل تابستان با توجه به بوي آنها براي بانوان چه
حكمي دارد؟ زدن عطر در اين فصل براي جلوگيري از بوي عرق بدن براي آنان چه
حكمي دارد؟
- في نفسه مانعي ندارد ولي اگر جلب توجه نامحرم مي كند، نبايد از كنار نامحرم عبور كنند.

برچسبها: زینت زن در برابر نامحرم, آرایش زن, استفاده از زینت برای زن, انگشتر طلا در برابر نا محرم, عطر برای زن

در مراسم رونمايي از كتاب «من مادر مصطفي»، مادر و همسر شهيد احمدي روشن در ابتداي اين كتاب براي «خبرگزاري دانشجو» و خطاب به دانشجويان متني را تقرير كردند ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، روز گذشته در بيست و پنجمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، كتاب «من مادر مصطفي» نوشته رحيم مخدومي با حضور خانواده اين شهيد رونمايي شد.
در اين مراسم مادر و همسر شهيد در ابتداي كتاب براي «خبرگزاري دانشجو» و خطاب به دانشجويان متني را تقرير كردند كه اين دو متن به شرح زير است:
مادر شهيد:
از همه دانشجويان عزيزم دختران و پسران خوبم خواهش مي كنم چه آنها هدفشان اسلام و چه آنها كه وطن دوست هستند دست از هدفشان برندارند و در همه مراحل زندگي برايشان آرزوي موفقيت مي كنم.
مادر شهيد احمدي روشن
همسر شهيد:
به نظر مصطفي شهيدو دانشجو بايد همه بعدي داشته باشد بعد علمي، فرهنگي، سياسي و ...
و اميدوارم همواره به ياد شهدا و وظيفه اي كه آنها بر عهده ما گذاشته اند باشيم.
كاشاني، همسر شهيد مصطفي

برچسبها: من مادر مصطفی, کتاب من مادر مصطفی, کتاب شهید احمدی روشن, نمایشگاه کتاب و من مادر مصطفی, رحيم مخدومي
قرآن می فرماید:
فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى
عَلَیْكُمْ.شاید یک تفسیر این آیه این باشد که با همان ابزاری که به جنگ
شما می آیند باید به جنگ دشمنان اسلام رفت. لذا پاسخ تهدید نرم، مقابله
نرم است. پاسخ مبارزه علمی، مبارزه علمی است.
باز در قرآن
آمده: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ .این آیه به این
مساله اشاره دارد که ما می بایست از تمامی ظرفیتهای ممکن خود در جنگ نرم
بهره جوییم.

لذا راهبردهای ذیل برای جنگ نرم سایبری در این مقطع پیشنهاد می شود:
1-راهبردهای پاکسازی:
یکی
از ابزارهای اصلی جنگ نرم دشمن سایتهای مستهجن و پورنوگرافی است.آنها
موارد مستهجن درست می کنند. سایت های کذایی خلاف اخلاق درست می کنند و صبح
تا شب به خورد جوانان می دهند و جوانی که می آید به فضای اینترنت، شست و
شوی مغزی می شود. این گونه حملات باید با فیلترینگ و محدود سازی دسترسی
کاربران ایرانی و از سوی دیگر پاکسازی وب از لوث آنها انجام پذیرد.
2-راهبردهای آگاه سازی:
آگاهی
رکن دوم مبارزه با جنگ نرم سایبری است.اغتشاشات سال 88 محصول اطلاعات
نادرستی بود که این شبکه ها به افکار عمومی وارد کرده بودند.راهبرد دوم
این است که این عملیات روانی را برای مردم توضیح بدهیم و به آنها بفهمانیم
که فضای سایبر فضای شکننده ای است که ممکن است اصول اعتقادی آنها را تخریب
کند. ما باید مردم را آماده کنیم برای دفع عملیات دشمن. چون این تقابل و
مواجهه شرق و غرب مال الآن نیست.
از طرف دیگر مدیریت کشور
باید با افزایش کارایی خود مشکلاتی را که بهانه می دهد به دست دشمن رفع
کند، چون اغتشاشات شهری از همین نقطه آغاز شد.
3-راهبردهای حضور در شبکه های اجتماعی و مقابله به مثل:
یکی
از ابزار های مهم دشمن در جریان جنگ نرم سایبری در این راستا، سایتهای
شبکه های اجتماعی اینترنتی و شبکه های وبلاگی هستند.اگر چه کشورهای حامی و
بنیان گذار در آن تبلیغ مستقیم ندارند، اما با ایجاد زمینه طرح و نشر
مباحث مورد علاقه و به صورت مثلاً بی طرف به مدیریت افکار عمومی می
پردازند. اگرچه هک نمادین این سایت ها توسط هر گروهی به هر
شکل می تواند یک پاتک خوب برای شروع علیه این جریان باشد، اما نمی توان
صرفا با هک یا فیلترینگ آثار این گونه جنگهای نرم را کاهش داد.بلکه
ورود سازمان یافته به این شبکه های اجتماعی توسط افسران جوان عرصه مبارزه
با جنگ نرم و تولید وانتشار اطلاعات مبتنی بر حقایق وبصیرت سیاسی از
راهکارهای مبارزه موثر در این عرصه است.
منبع:مرصاد
برچسبها: جنگ سایبری, جنگ در فضای سایبری, حضور در شبکه اجتماعی, جنگ نرم سایبری, جنگ در فیس بوک
¤ نگاه كردن به تصوير زن نامحرم و بدون پوشش چه حكمي دارد؟ نگاه كردن به صورت زن در تلويزيون چه حكمي دارد؟ آيا بين زن مسلمان و غيرمسلمان و بين پخش آن به طور مستقيم و يا غيرمستقيم تفاوتي وجود دارد؟
- نگاه كردن به تصوير زن نامحرم، حكم نگاه كردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنابراين اگر نگاه از روي لذت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصوير هم متعلق به زن مسلماني كه بيننده آن را مي شناسد، نباشد اشكال ندارد و بنا بر احتياط واجب نبايد به تصوير زن نامحرم كه به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي شود، نگاه كرد ولي در پخش غيرمستقيم تلويزيوني اگر ريبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاه كردن اشكال ندارد.
¤ هنگام جشن عروسي چند عكس از من گرفته شد كه در آنها حجاب كامل نداشتم، اين عكس ها در حال حاضر نزد دوستان و اقوام من هستند، آيا جمع آوري آنها بر من واجب است؟
- اگر وجود عكس ها نزد ديگران مفسده اي ندارد و يا بر فرض ترتب مفسده، شما در دادن عكس ها به ديگران نقشي نداشته ايد يا جمع كردن آنها از ديگران براي شما مشقت دارد، تكليفي در اين باره نداريد.
¤ آيا براي زنان، ديدن كشتي مردان جايز است؟
- اگر مشاهده آن باحضور در ميدان كشتي و به طور مستقيم باشد و يا آن را به طور زنده و مستقيم از تلويزيون ببينند و يا به قصد لذت و ريبه بوده و يا در آن خوف ارتكاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد.
¤ ديدن فيلم هاي ايراني كه بعد از انقلاب توليد شده اند و در آنها زنان با حجاب ناقص ظاهر مي شوند و گاهي بدآموزي هايي نيز دارند، چه حكمي دارد؟
- اصل مشاهده اين فيلم ها اگر به قصد لذت و ريبه نباشد و موجب وقوع در مفسده هم نگردد، في نفسه اشكال ندارد، ولي فيلمسازان بايد از تهيه و توليد فيلم هايي كه با تعاليم ارزشمند اسلامي منافات دارد، خودداري كنند.

برچسبها: احکام دیدن فیلم, احکام فیلم تلویزیون, احکام دیدن کشتی, دیدن زن بی حجاب, دیدن زن بی حجاب در تلویزیون
روزي حواريون و ياران حضرت عيسي(ع) كه در محضر ايشان بودند به آن حضرت عرض كردند: اي آموزگار سعادت! به ما بياموز كه سخت ترين چيزها چيست؟
ايشان پاسخ دادند: سخت ترين چيزها خشم خداوند است.
پرسيدند: چگونه از خشم خدا در امان بمانيم؟
پاسخ دادند: به همديگر خشم نكنيد تا مشمول خشم خداوند نشويد.
پرسيدند: ريشه و منشأ خشم انسان چيست؟
پاسخ دادند: ريشه خشم انسان، تكبر و خودخواهي و حقير شمردن مردم است.
منبع:صبح صادق
برچسبها: نصیحت حضرت عیسی, خشم مخلوق و خالق, خشم خدا, ریشه خشم, منشأ خشم
محسن مخملباف در اقدامي تازه پروژه ساخت يك فيلم را كليد زد.
به گزارش محدوده، فيلم جديد اين كارگردان ضدانقلاب به سفارش شبكه تلويزيوني «انديشه» نماينده طيف ملحدان و وابسته به بهائيان مقيم اروپا و با پشتيباني مالي سرويس هاي جاسوسي غربي از جمله موساد ساخته خواهد شد. براساس اين گزارش، مخملباف در تلاش است تا با خوش خدمتي دين خود را به حاميان غربي ادا كند.
مخملباف از عناصر فراري و نماينده موسوي، هدايت انتخابات سال 88 رياست جمهوري در خارج را به عهده داشت. وي بعد از انتخابات و در خلال فتنه نيز به كمك شبكه هاي ماهواره اي اقداماتي رواني با هدف ناامن كردن فضاي داخلي كشور صورت داد. اين كارگردان سينما طي مصاحبه اي با شبكه هاي ضدانقلاب به بيماري رواني اش كه در اثر اقتدار جهاني ولي فقيه به وجود آمده، اعتراف كرده است.
گفتني است شبكه انديشه درصدد ترويج الحاد است و همواره پيروان سه دين آسماني را هدف توهين قرار مي دهد.
منبع:صبح صادق
برچسبها: محسن مخملباف و اسرائیل, محسن مخملباف و موساد, شبکه اندیشه و محسن مخملباف, سفارش شبکه اندیشه, ترويج الحاد
بخاطر شکست مفتضحانه پروژه تحریم انتخابات در دور اول به دست مردم ایران، چندی است رسانه های اپوزیسیون مطلبی را با عنوان 'ابتکار مهدی خزعلی در مورد تک رای به مطهری' تبلیغ می نمایند.

برنامه افق صدای آمریکا که در قالب گفتگو با کارشناسان به تحلیل اخبار روز می پردازد قرار است امشب درباره دور دوم انتخابات مجلس با "بابک داد " و اکبر عطری" به گفتگو بنشیند.
مجری رسانه دولتی صدای آمریکا در پایان برنامه روز چهار شنبه اعلام کرد: «میهمان های برنامه فردای ما آقایان "بابک داد" و "اکبر عطری" هستند، میهمان دیگری هم خواهیم داشت.موضوع برنامه "دور دوم انتخابات مجلس ، تک رای به مطهری و کشاکش بر سر ریاست مجلس" می باشد.»
گفتنی است علی رغم تبلیغات وسیع اپوزیسیون برای تحریم انتخابات در دور اول و شکست مفتضحانه این پروژه به دست مردم ایران، چندی است رسانه های اپوزیسیون مطلبی را با عنوان "ابتکار مهدی خزعلی در مورد تک رای به مطهری" تبلیغ می نمایند.
علاوه بر این آقای بابک داد که روز 14 اسفند ماه 1390 در ویژه برنامه صدای آمریکا با موضوع اخبار انتخاباتی، شرکت خاتمی در انتخابات را تکذیب کرده بود باید ببینیم که موضع ایشان در این دوره چگونه خواهد بود.
"بابک داد" روزنامه نگار اپوزیسیون و نویسنده کتاب "صد روز با خاتمی" علی رغم اعلام رسانه ها مدعی عدم حضور خاتمی در انتخابات شد(!)
و به این شبکه گفته بود: «به فرض محال که که ایشان [خاتمی] به هر علتی رای داده باشد، اولاً من فکر می کنم که مهمتر از خاتمی عموم مردم هستند و اگر خاتمی به پای صندوق رفته باید پاسخگوی این اشتباه بزرگ باشند و شرکت ایشان به هر دلیلی که باشد، محکوم است. حتی اگر رأی باطله به صندوق ریخته باشد. »
لینک دانلود فیلم
منبع:جام نیوز
برچسبها: تک رای به مطهری, علی مطهری و صدای آمریکا, VOA و علی مطهری, تک رای صدای آمریکا, حمایت صدای آمریکا از مطهری

بین علم و تکنولوژی و تبعات آن، با فرهنگ، تفاوت وجود دارد؛ اینها دو مقوله جداگانه اند. اگر چه خود علم هم جزو شاخه های فرهنگ است، اما فرهنگ به معنای خاص برای یک ملت، عبارت از ذهنیات، اندیشه ها، ایمان ها، باورها، سنت ها، آداب و ذخیره های فکری و ذهنی است
که
از این جهات، ما نه فقط از دنیای پیشرفته در علم و تکنولوژی، عقب نیستیم،
بلکه در بسیاری از جهات، از آنها جلوتر هم هستیم. البته نمی خواهیم
مبالغه، اغراق گویی و مطلق گویی کنیم؛ گر چه در یک چیزهایی از همین شاخه
های فرهنگ، خارجی ها و عمدتا اروپایی ها، از ما جلوتر هستند.1
بخش
عمده فرهنگ، همان عقاید و اخلاقیات یک فرد یا یک جامعه است. رفتارهای
جامعه هم که جزو فرهنگ عمومی و فرهنگ یک ملت است، برخاسته از همان عقاید
است. در واقع، عقاید یا اخلاقیات، رفتارهای انسان را شکل می دهند و به
وجود می آورند.
خلقیات
اجتماعی، رفتارهای اجتماعی را به وجود می آورند. بنابراین، درست است که
مقوله فرهنگ در موارد زیادی شامل رفتارها هم می شود، اما اساس و ریشه
فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق
عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی.
بنده
چند نمونه از خلقیات اجتماعی و ملی را که برای یک ملت تعیین کننده است، در
این جا عرض می کنم. مثلاً عزم و اراده، غرور ملی، احساس توانایی، احساس
قدرت بر اقدام و عمل و سازندگی، انضباط، نشاط، همکاری و مشارکت. اگر فرض
کنیم ملتی همراه با ایمان و عقیده ای که دارد، این اخلاقیات را هم دارا
باشد، خواهیم دید که چقدر در رسیدن به اهداف و آرمان هایش، به او کمک
خواهد کرد. بنابراین، به نظر ما، مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک
ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست؛ اهمیت مقوله فرهنگ از
این جاست.2
من فرهنگ کشور را در سه عرصه مهم و عام مشاهده می کنم:
اول
در عرصه تصمیم های کلان کشور است؛ یعنی فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم
های کلان کشور، حتّی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و یا در تولید،
نقش دارد. وقتی ما می خواهیم ساختمان بسازیم و شهرسازی کنیم، در واقع، با
این کار، داریم فرهنگی را ترویج یا تولید می کنیم یا اشاعه می دهیم. وقتی
تولید اقتصادی هم می کنیم، در واقع، داریم از این طریق، فرهنگی را تولید
می کنیم؛ اشاعه می دهیم یا اجرا می کنیم. اگر در سیاست خارجی، مذاکره ای
می کنیم و تصمیمی می گیریم، عیناً همین معنا وجود دارد.
بنابراین،
فرهنگ، مثل روحی است که در کالبد همه فعالیت های گوناگون کلان کشوری، حضور
و جریان دارد. فرهنگی که باید در تولید، خدمات، ساختمان سازی، کشاورزی،
صنعت، سیاست خارجی و تصمیمات امنیتی، رعایت شود و حدود را معین و جهت را
مشخص کند، چیست؟ این باید در این جا معین شود. بنابراین، فرهنگ، جهت دهنده
به تصمیم های کلان کشور است؛ این در واقع، اهمیت و بناگذاشتنِ یک مبنای
فرهنگی را در این جا به ما نشان می دهد.
دوم به
عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه، بر اساس
فرهنگ آن جامعه است. اندیشیدن و تصمیم گیری جامعه، بر اساس فرهنگی است که
بر ذهن آن حاکم است. دولت و دستگاه حکومت، نمی تواند از این واقعیتِ مهم،
خود را کنار نگه دارد. وقتی مردم در خانواده، ازدواج، کسب، لباس پوشیدن،
حرف زدن و تعامل اجتماعی شان، در واقع دارند با یک فرهنگ حرکت می کنند -
بنده پیش از انقلاب در سخنرانی هایم مثال می زدم و می گفتم فرهنگ مثل توری
است که ماهی ها بدون این که خودشان بدانند، در داخل این تور، دارند حرکت
می کنند و به سمتی هدایت می شوند - دولت و مجموعه حکومت، نمی تواند خود را
از این موضوع برکنار بدارد و بگوید بالاخره فرهنگی وجود دارد و مردم به
چیزی فکر می کنند؛ نه، ما مسئولیت داریم این فرهنگ را بشناسیم؛ اگر ناصواب
است، آن را تصحیح کنیم؛ اگر ضعیف است، آن را تقویت کنیم؛ اگر در آن نفوذی
هست، دست نفوذی را قطع کنیم. بنابراین، فرهنگ به عنوان شکل دهنده به ذهن و
رفتار عمومی جامعه هم یکی از میدان های اساسی است.
چیزهایی که در فرهنگ عمومی ما ضعیف است، یا جایش کم است، یا به قول آقایان، احتیاج به دُز بالاتری دارد، کدام است؟
یکی از آنها انضباط است. جامعه ما، به انضباط، نهایت نیاز را دارد.
دیگری
اعتماد به نفس ملی و اعتزاز ملی است؛ یعنی احساس عزت کردن از این که من
اهل ایرانم. به قول سهراب سپهری، «اهل کاشانم، روزگارم بد نیست»؛ این،
افتخار است. یا در جای دیگر می گوید: «من مسلمانم». اعتزاز به ایرانی
بودن؛ ما به این نیاز داریم. البته این با ملی گرایی ناقص - همان
ناسیونالیسم منفی مطرودی که ما همیشه آن را رد می کردیم - نباید اشتباه
شود. این، ناسیونالیسم مثبت است. این، ملی گرایی، به معنای خوب قضیه است.
ما به این احتیاج داریم.
مورد بعدی، قانون پذیری
است؛ به هم تنه نزدن؛ از هم جلو نیفتادن؛ حق همدیگر را برنداشتن؛ توی جیب
همدیگر دست نکردن. اینها قانون است و ما در جامعه، اینها را لازم داریم.
موضوع
دیگر، غیرت ملی است. اگر ببینیم کسی دارد به نحوی از آن جا، به مرزهای
فرهنگی یا دینی یا جغرافیایی یا ملی ما تعرض می کند یا فکر تعرض دارد،
باید خون ما به جوش بیاید و غیرت ما تحریک شود.
مقوله
بعدی، تدین و دین باوری است؛ دین باوری، با همان معنای عام خودش. من به
دانشجویان هم این نکته را گفتم که هر کس شب بیست و یکم، قرآن سرش گرفت و
«بک یا الله» گفت، از نظر من، او همان دانشجویی است که من می گویم متدین و
خدایی و مسلمان و حزب اللهی است؛ کاری ندارم از کدام حزب و جناح و تشکیلات
است. ما باید همه را به این طرف بکشانیم که شب بیست و یکم ماه رمضان،
احساس کنند دلشان به سمت مسجد و قرآن می کشد. این حالت، برای کشور ما،
خیلی لازم است.
موارد دیگر، فرهنگ ازدواج، فرهنگ
رانندگی، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره و فرهنگ لباس است. بنده با مُد، خیلی
موافقم و جزء آدم هایی هستم که به مُد گرایش دارم؛ اما مُدی که از داخل
جوشیده باشد؛ چون مُد، یعنی ابتکار و نوآوری؛ نه چیزی که از بیرون بیاید.
مُد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما، همه اش دارد از بیرون می آید.
الگوی
مصرف وسائل زندگی، مهم است؛ فرش و پرده و چراغمان چه طوری باشد؟ اینها را
نمی شود ندیده گرفت. اگر کسی توی بحر این کارها برود، می بیند چقدر سرمایه
و فکر و همت و هنر، صرف اینها می شود که گاهی بسیاری از آنها بیهوده است.
بالاخره جایی باید موضع خود را درباره اینها معین کند؛ حتّی اگر بگوید من
الان وقت ندارم و اولویتم تعیین لباس ملی نیست؛ خیلی خوب، معلوم بشود که
ما تا پنج سال یا ده سال، این اولویت را نداریم و می خواهیم آن را کنار
بگذاریم؛ اما بالاخره این انبار مجموعه فرهنگی، [باید] صاحبی داشته باشد.
این هم فرهنگ در عرصه دوم است.
عرصه سوم فرهنگ،
سیاست های کلان آموزشی و علمی دستگاه های موظف دولت است؛ یعنی آموزش و
پرورش، آموزش عالی و بهداشت و درمان. دستگاه های موظف دولت، بالاخره باید
سیاست های کلان آموزشی و علمی شان را از مرکزی بگیرند. درست است که آموزش
و پرورش خودش یک مجمع مشورتی دارد، ولی او کار دیگری می کند و نزدیک به
اجراست و اما این، دورتر از اجراست؛ کلان تر و وسیع تر نگاه می کند.
منبع:باشگاه افسران جنگ نرم
برچسبها: فرهنگ از نگاه آقا, رهبر و فرهنگ, فرهنگ از نگاه رهبر, مد از نگاه آقا, مد و رهبر
علي با آن كه
عضو سپاه بود، هيچ گاه خود را در لباس فرم سپاه نشان نمي داد و در جمع بچه
ها با لباس فرم سپاه حاضر نمي شد و هميشه لباس بسيجي بر تن مي كرد و
استدلالش هم در پاسخ به اين كه چرا لباس سپاه نمي پوشي اين بود كه اول
اينكه نكند با پوشيدن اين لباس به من غرور دست بدهد و دوم اينكه نكند كسي
فكر كند كه من مي خواهم با اين لباس فخرفروشي كنم.
علي خيلي
متواضع و فروتن بود و هميشه با صميميت خاصي با اقوام و دوستان برخورد مي
كرد. وقتي هم به مرخصي مي آمد اول مستقيم مي رفت خانه اقوام و دوستان به
آنها سر مي زد و بعد مي آمد خانه خودمان و اگر مثلاً 10 روز مرخصي داشت
فقط پنج روز مي ماند و سريع به جبهه برمي گشت و مي گفت: طاقت دوري بچه ها
را ندارم، بايد سريع برگردم. دل شيفته جبهه بود و در نهايت هم خدا خواست
كه او ديگر برنگردد و همانجا شد نقطه عروج علي جعفر.
به نقل از برادر شهيد علي جعفر اسدي فرد
در
سال 1346 در روستاي «باروند اصل» منطقه دوهشگان استان لرستان در خانواده
اي متدين به دنيا آمد. نام او را علي جعفر نهادند. هفت ساله بود كه پا به
مدرسه گذاشت و تا دوم راهنمايي به تحصيل پرداخت. اهل مسجد و نماز جماعت
بود و در فعاليت هاي بسيج شركت داشت.
سال 61 در شرايطي كه تنها 16 سال داشت، توانست موافقت اعزام خود را از والدين بگيرد.
علي جعفر دو سال به صورت نيروي بسيجي در جبهه ها حضور مي يابد و در نهايت در سال 1363 به عضويت سپاه در مي آيد.
دانشگاه
جبهه ها پذيراي علي جعفر مي شود تا اينكه در عمليات عاشوراي 2 در منطقه
«چنگوله» از توابع مهران در تاريخ 24 مرداد سال 1364 مدرك فارغ التحصيلي
دريافت مي كند و عرشي مي شود.
شهيد علي جعفر اسدي در زمان شهادت مسئوليت تعاون گردان مقداد از تيپ 27 محرم خوزستان را برعهده داشت.
منبع:صبح صادق
برچسبها: علي جعفر اسدي فرد, شهید علی جعفر, باروند اصل, دوهشگان لرستان, نپوشیدن لباس سپاه
بسم رب الشهدا و الصدیقین
آثاری که از او هست،بی استثنا همه ی آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است.ایشان بی استثنا آثارش خوب است،انسان ساز است.«امام خمینی(ره)»
آثار شهید مطهری آثار گران بهایی هستند که فقط مربوط به زمان ایشان نمی شود یعنی می توان در این زمان نیز با مطالعه کتب ایشان به بسیاری از شبهات پاسخ داد.
حالا چرا کتابهای شهید مطهری؟
کتابهای زیادی درباره تمام موضوعات دین اسلام نوشته شده است اما چند ویژگی مهم این مجموعه که موجب انتخاب آن شده است را برایتان عرض میکنم:
1- مورد تایید بودن تمام محتوای آن. (البته نقدهایی به برخی از نوشتههای ایشان هست که خدشهای به اصل و صحت محتوا وارد نمیکند.)
2- جامع بودن آن. مجموعه آثار آیت الله مطهری یک بسته کامل آموزشی است.
3- زبان ساده. این نوشتهها به زبان روز و ساده بوده که فهم آن را برای همه آسان کرده است.
البته برای فهم کتاب های استاد باید آنها را مطابق با سیر آسان به سخت مطالعه کرد که من در اینجا فهرستی را که در کتاب بینش مطهر نوشته شده است برای شما قرار می دهم.
ابتدا پیشنهاد می کنم کتاب بینش مطهر را بخوانید؛سپس
1 آزادی انسان
2 آرادی بندگی-هدف زندگی
3 سیر نبوی
4 تبلیغ
5 مساله نفاق
6 سیره امیر المومنین(ع)
7 نهضت حسینی
8 امر به معروف و نهی از منکر
9 عدالت
10 تربیت اسلامی
11 عقل و علم
12 حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام 1و2و3
13 حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام 4-اخلاق جنسی
14 حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام 5-حجاب
15 سیری در سیره ائمه اطهار(ع)
16 امدادهای غیبی در زندگی بشر
17 تکامل اجتماعی انسان
18 ولا ها و ولایت ها
19 انسان کامل
20 فلسفه اخلاق
21 عرفان حافظ
22 فطرت
23 سیری در نهج البلاغه
24 خدمات متقابل اسلام و ایران
25 نهضت های اسلامی در صد ساله ی اخیر
26 پیرامون جمهوری اسلامی
27 پیرامون انقلاب اسلامی
28 حق و باطل
29 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (جامعه و تاریخ)
30 خاتمیت
31 ختم نبوت
32 اسلام و مقتضیات زمان
33 استاد مطهری(ره) و روشنفکران
34 قیام و انقلاب مهدی(عج)
35 جهاد
36 علل گرایش به مادیگری
37 مساله شناخت
38 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (انسان و ایمان)
39 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (جهان بینی توحیدی)
40 انسان و سرنوشت
41 عدل الهی
42 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (وحی ونبوت)
43 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (انسان در قرآن)
44 امامت و رهبری
45 مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (حیات اخروی)
46 آشنایی با علوم اسلامی (منطق و فلسفه)
47 آشنایی با علوم اسلامی (کلام،عرفان و حکمت عملی)
48 آشنایی با علوم اسلامی (اصول فقه و فقه)
49 توحید
50 نبوت
51 معاد
52 آشنایی با فرآن
53 نظری به نظام اقتصادی در اسلام
54مساله ربا (به ضمیمه ی بانک و بیمه)
55 فلسفه تاریخ
56 مقالات فلسفی (سه جلد)
57 اصول فلسفه و روش رئالیسم (پنج جلد)
58 شرح مختصر منظومه
59 شرح مبسوط منظومه (چهار جلد)
60 حرکت و زمان (چهار جلد)
61 الهیات شفا (دو جلد)
62 یادداشت های استاد
در پایان
استاد همیشه می فرمودند: دوست دارم بیایند و شبهه مطرح کنند تا پاسخشان را بدهم
برچسبها: سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری از آسان به مشکل مطابق, سیر مطالعاتی بینش مطهر, سیر آسان به سخت بینش مطهر, سیر آسان به مشکل بینش مطهر, ترتیب آسان به سخت کتب شهید مطهری در کتاب بینش مطهر
اگرچه اخبار فعاليت فرقه ضاله وهابيت و حمايت برخي كشورهاي عربي منطقه از آنان در ايران به ويژه در برخي مناطق سني نشين كشورمان مبسوق به سابقه است؛ اما خبر تلاش گسترده وهابيت در جزيره قشم خبر جديدي بود كه برخي رسانه ها در هفته گذشته به انتشار آن اقدام كردند. خبري كه در آن از حمايت گسترده و پشت پرده اين جريان از سوي عربستان و قطر نيز حكايت داشت. واقعيت اين است كه سعودي ها از ابتداي پيروزي انقلاب و قطري ها نيز اخيراً با پشتيباني از برخي چهره هاي وهابي داخلي به ويژه در سيستان و بلوچستان و هرمزگان، تلاش بسياري براي ايجاد تفرقه و نزاع هاي قومي و مذهبي و در نهايت ضربه زدن به يكپارچگي و هويت جامعه ايراني دارند كه البته اين اواخر، با بي اثر شدن سياست هاي تحريم و تهديدات غربي ها عليه ايران، اين سياست تفرقه افكني ازسوي اين دو كشور به شكل جدي تر و گسترده تري پيگيري مي شود.

هرچند اقتدار نظام جمهوري اسلامي و هوشياري و بيداري مردم مسلمان اين مناطق از كشورمان تاكنون اين توطئه ها را خنثي كرده است؛ اما با اين حال امروز مي بينيم كه اين رويكرد خصمانه عربستان و قطر، شدت بيشتري يافته است. اما از سوي ديگر ضعف و سستي و عجز امروز حكومت هاي حامي وهابيون در عربستان و قطر مي تواند فرصت مناسبي براي جمهوري اسلامي براي فشار به اين كشورها به وجود آورد. كشورهايي كه از كمترين مشروعيت مردمي برخوردار بوده و با وقوع بيداري اسلامي در منطقه، هر آن ترس سقوط حكومت هاي شان را دارند. به نظر مي رسد حال كه اين همسايگان ناسپاس به بهانه هاي مختلف به دنبال ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي و هويت ملي و ديني ايران هستند؛ لذا جمهوري اسلامي نيز بايستي از تمام اهرم هاي فشار خود عليه اين حكومت هاي متزلزل استفاده كند. واقعيت اين است كه امروز وضعيت حاكمان سعودي و قطري و حاميان فرامنطقه اي آنان وضعيتي بسيار بغرنج است و حمايت هاي آنان از برخي گروهك هاي ضدنظام، آخرين تيرهاي تركش توطئه هاي آنان براي مقابله با جمهوري اسلامي و از سر ترس و واهمه از سقوط است. حاكمان ديكتاتور اين دو كشور بايستي بدانند كه دخالت در امور كشور مقتدري چون ايران، ديگر براي شان بسيار هزينه بر خواهد بود و در اين وانفساي ضعف و تزلزل حكومت هاي شان، كوچك ترين تلنگري از سوي ايران مي تواند دودمان آنان را بر باد دهد. اگر جمهوري اسلامي بخواهد برابر قوانين بين المللي و براي دفاع از خود، در برابر دخالت هاي پنهان و آشكار اين كشورها، كوچك ترين مداخله اي در امور داخلي آنها داشته باشد، آيا خاندان آل سعود و آل ثاني مي توانند همچنان بر حكمراني خود بر اين كشورها ادامه دهند؟! جمهوري اسلامي همواره به حس همجواري با همسايگان تأكيد داشته و دارد؛ اما سران مداخله جوي سعودي و قطري بايد بدانند كه صبر جمهوري اسلامي نيز حدي دارد؛ چراكه امروز جمهوري اسلامي در اوج اقتدار و قدرت است و سران اين دو كشور در اوج درماندگي و عجز و ناتواني. پس منطقي نيست كه شير خفته ايران را بيدار كرد. دخالت قطر و سعودي در ايران با حمايت از گروهك ضاله اي چون وهابيت و يا دخالت در بحث جزاير ايراني خليج فارس و... بزرگ ترين اشتباه راهبردي اين كشورهاست و سران اين دو كشور بايستي احتمال عكس العمل ايران در برابر اين مداخلات را بدهند. عكس العمل احتمالي اي كه اگر انجام پذيرد، قطعاً حاكمان ديكتاتور اين كشورها براي هميشه بايستي حكومت را به مردم خود واگذار نموده و از اين كشور فرار نمايند. باز تأكيد مي كنيم امروز حكومت هاي سعودي و قطر در اوج استيصال و درماندگي و ضعفند، حال آنكه ايران در مقتدرترين شرايط خود قرار دارد. از اين رو منطق هم چنين حكم مي كند كه با همسايه شمالي خود در نيفتند؛ حال چه در لواي ترويج و گسترش فعاليت وهابيت در ايران و يا حمايت از گروه هاي معارض در سوريه و يا حمايت از ياوه گويي هاي امارات در بحث جزاير ايراني خليج فارس؛ چراكه اگر ايران روزي...
منبع:صبح صادق
برچسبها: اقدامات امارات, دشمنی عربستان با ایران, وهابیت در ایران, وهابیت در قشم, رواج وهابیت
در دوران دفاع مقدس در جبهه ها يا پشت جبهه ها وقتي سفره پهن مي شد، بچه ها دعا مي كردند. يعني غير از گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» دعاي «اللهم الرزقنا رزقاً حلال طيباً واسعاً برحمتك يا ارحم الراحمين» را هم مي خواندند.
سال هاي 61 و 62 كه در لشكر 17 حضرت علي بن ابي طالب(ع) در خدمت شهيدان بزرگوار زين الدين و صادقي بودم، در عمليات والفجر مقدماتي در منطقه جنگل انقر يك شهيد بزرگواري بود به نام «فلسفي». ايشان، هم مداحي مي كرد و هم دعا و قرآن مي خواند.
سفره را كه پهن مي كرديم در چادر يا هر جايي كه بود، ايشان تا مي ديد كه يكي مي خواهد به سفره دست ببرد، فوري و بلند مي گفت: دست نزن! چرا دست زدي؟ يك تشر مي زد و بعد آرام مي گفت: اول بايد دعاي سفره را بخوانيم. همه هم مي دانستند كه اگر «فلسفي» در چادر باشد، نمي شود بدون دعا خواندن ،غذا خوردن را آغاز كرد.
يكي از بچه هاي اصفهان خاطره اي تعريف مي كرد، او مي گفت: وقتي لشكر 14 امام حسين(ع) بودم، در دارخوين هندوانه آوردند، اولويت براي دادن هندوانه، خط مقدم بود و بعد پشت خط و عقبه لشكر. در لحظه پياده كردن هندوانه ها نفسم گفت كه خيلي هندوانه هوس كرده، هي گفتم نمي شود ولي آخر حريفش نشدم و يواشكي هندوانه اي را انداختم يك گوشه و قايمش كردم. خالي كردن هندوانه ها كه تمام شد، هندوانه را برداشتم، رفتم در يكي از خانه خرابه ها كه آن را بخورم. هندوانه را شكستم و همه طرف را نگاه كردم كه كسي نباشد، ببيند كه من مداح پنهاني هندوانه مي خورم. گاز اول را كه زدم و داشتم حال مي كردم، يك لحظه چشمم به ديوار افتاد، روي آن نوشته شده بود: «الم يعلم بان الله يري...»
هندوانه در دهانم ماند. فكر همه را كردم كه نبينند، ولي خدا از يادم رفت! هندوانه را بيرون انداختم و رفتم دو ركعت نماز خواندم و گفتم خدايا توبه. خدا را شكر كردم كه كسي نفهميد كه آبروي مان برود و ديگر پاي مداحي ما هم ننشينند.
¤ سخنراني سردار محمدعلي آسودي در همايش فرماندهان و بهداشت سپاه، فروردين سال 91
منبع:صبح صادق
برچسبها: رزق حلال, دعای سفره, اللهم الرزقنا رزقاً حلال طيباً, شهید فلسفی, دعا سفره در جنگ
من گرم تحصيل در محضر ايشان و عاشق اين اساتيد بودم. همواره مايه هاي علمي من بالا مي رفت كه نامه اي از پدر دريافت كردم، «پدر ايشان (كه از علما بود) در بروجرد، معاش زندگي را از راه كشاورزي تأمين مي كرد»، در نامه آمده بود: حسين عزيزم به بروجرد بيا، من وسايل عروسي تو را فراهم كرده ام.
نامه اي به پدر نوشتم كه مرا از ازدواج معاف كنيد و اجازه بدهيد درس بخوانم. پدر در جواب نوشت: فكر نمي كني اگر به سخن پدر گوش ندهي، اين مانع تو باشد؟ خدا در قرآن فرموده است: «و بالوالدين احساناً»
بلافاصله به بروجرد رفتم. عروسي كه تمام شد، پدرم گفت: حالا مي خواهي بروي برو. آيت الله العظمي بروجردي مي گفتند؛ بروجردي شدنم، يعني (به جايگاه مرجعيت و رسيدن به قله هاي بلند علمي) مرهون اين خانم بود كه پدر براي من گرفت.
نظر: گاهي انسان به دليل عدم آگاهي از پشت پرده و اسرار خفيه الهي، فقط به ظواهر امور نگاه كرده و طبق آن، سود و زيان خود را مي سنجد؛ از اين رو، برخي رويدادها را در مقطعي، به ضرر و يا سود خود مي بيند. حال آنكه بعدها متوجه مي شود عكس آن چيزي بوده كه فكر مي كرده است. نبايد گول ظاهر سود و زيان امور را خورد، چراكه بعدها پشيماني به همراه خواهد داشت و افسوس خواهيم خورد. بهترين كار آن است كه ضمن كوشش و تلاش در تمامي امور، نتايج آن را به خدا واگذار كنيم تا او، بهترين سرنوشت را براي مان رقم زند.
منیع:صبح صادق
برچسبها: اطاعت از پدر, آیة الله بروجردی و پدر, پدر آیة الله بروجردی, آیة الله بروجردی و اطاعت پدر, ازدواج آیة الله بروجردی


عشق به برونسی زمان و مکان نمی شناسد و ایرانی و غیرایرانی ندارد. هر کسی در هر کجای این کره خاکی که باشد، اگر تلألوئی از نور این ستاره فروزان را احساس کند، بی درنگ می شتابد به سوی چشمه نور. عاشق می شود. عاشق عشق تجلی یافته در وجود یک دلداده عاشق مردی بزرگ و دلاوری رشید. عاشق آن مردی که عشقش به ام ابیها در لحظه لحظه زندگی اش حس می شد و همین امر او را به عنوان سردار فاطمی ملقب کرد. ماجرای زینب را می توان گواهی بر این مدعا دانست. دختری اهل شهر قطیف عربستان که عشق به برونسی او را به جایی رسانده است که می گوید: فکر می کنم شهید برونسی مثل پدرم است. زینب آن چنان غرق در دریای معارف برونسی شده است که حتی همسر شهید هم از او به عنوان دخترش یاد می کند. این دختر عربستانی که در حال حاضر دانشجوی جامعه الزهرا(س) قم است، از روزهایی می گوید که از قطیف تا مشهد را به شوق دیدار خانواده شهید برونسی پیمود. وی از روزهایی یاد می کند که در مدینه و مکه هر ایرانی متدینی را که می دید تنها یک سوال داشت: «شما خبری از خانواده شهید برونسی دارید؟!»
چند سال قبل شنیدم که رهبر عزیز انقلاب فرموده اند که دوست دارند کتاب «خاک های نرم کوشک» خوانده شود. من هم به عشق رهبری این کتاب را گرفتم و خواندم. یادم می آید که آن زمان ایام برگزاری امتحان های پایان ترم بود. بعد از پایان امتحانات به عربستان برگشتم و به مدینه رفتم. در مدینه هر ایرانی متدینی را که می دیدم سراغ خانواده شهید برونسی را می گرفتم. ولی کسی جوابی نمی داد. بعد از مدینه به مکه رفتم. یادم می آید که در مکه مهم ترین حاجتم بعد از ظهور امام زمان(عج)، برقراری ارتباط با خانواده شهیدبرونسی و شناخت بیشتر ایشان بود.
آن زمان ماه شعبان بود و من در روز تولد امام حسین(ع) در مدینه بودم. بعد از آن به شهر خودمان«قطیف» بازگشتم و با گذشت 3یا 4 روز عازم مشهد شدم. من امام رضا(ع) را خیلی دوست دارم. اولین حاجتی که از امام رضا(ع) خواستم نیز همان بود. روز تولد امام زمان(عج) در مشهد بودم و تا چند روز بعد هم ماندم، اما به حاجتم نرسیدم بعد از آن به قم رفتم. شب 17 ماه رمضان یعنی همان شبی که مسجد مقدس جمکران در آن ساخته شده است، جامعه الزهرا(س) برنامه ای داشت که ما به صورت پیاده از قم به جمکران رفتیم. آن شب بعد از افطار و زیارت، خواهران جامعه الزهرا(س) به خوابگاه بازگشتند. قبل از آن اعلام کرده بودند که هر کسی می خواهد مسجد را جارو کند، بماند. این برنامه برای ایرانی ها بود. اما من هم بین بچه های ایرانی ماندم و جارو کردم. وقتی که جارو می کردم به یکی از ایرانی ها گفتم که «من جارو می کنم و فقط یک حاجت دارم. آن هم آشنایی بیشتر با شهید برونسی و خانواده ایشان است.»
روز 29 رمضان به مشهد آمدم و از خدا خواستم که با این شهید ارتباط بیشتری برقرار کنم. وقتی به فرودگاه رسیدم به یکی از استادانم تلفن زدم و گفتم که می خواهم خانواده شهید برونسی را ببینم. گفت: فردا شب شما در خانه شهید هستی. من گفتم که نمی خواهم بروم مگر این که روز عید باشد. دوست داشتم روز عید به منزل شهید بروم. روز عید وقتی به خانه شهید برونسی رفتم یک گروه را به همراه خود بردم. وقتی وارد شدم آقای عاکف نویسنده کتاب «خاک های نرم کوشک» و تعدادی از فرزندان شهید هم آن جا حضور داشتند. آن روز استقبال خیلی گرمی از ما شد و همان شب بود که احساس کردم شهید برونسی پدر من است. از آن به بعد ارتباطم روز به روز با خانواده شهید بیشتر شد و حتی خانواده من هم با خانواده شهید برونسی آشنا شدند. در حال حاضر من هر کجا که سخنرانی دارم حتما از شهید برونسی یاد می کنم و یکی از خاطرات ایشان را نقل می کنم. الان در عربستان تعداد زیادی از مردم شهر ما با شهید برونسی آشنا هستند.
من پارسال به مناطق عملیاتی جنوب رفتم تا پیکر پدرم «شهید برونسی» را پیدا کنم. بعد با خودم گفتم که دیوانه هستم. پیکر دیگر پیدا نمی شود! تمام شد. اما یک ماه و نیم قبل (یک ماه و نیم قبل از تفحص پیکر مطهر شهید برونسی) که طلائیه بودم حس غربت عجیبی در من شکل گرفت. اگر چه سال های گذشته نیز به مناطق عملیاتی جنوب رفته بودم، اما احساسم این بار با دفعات دیگر تفاوت داشت. در طلائیه که بودم به کناری رفتم و فریاد زدم که «بابا!خسته شده ام تا کی؟ کی می آیی؟ دیگر دلم بی تاب شده است.»
ماجرای زیارت پیکر شهید برونسیچندی قبل یکی از دختر دایی هایم به من گفت که خواب شهید برونسی را دیده است و می خواهد در روز شهادت حضرت زهرا(س) یک کاری برای این شهید انجام دهیم تا من حاجتم را بگیرم. نمی دانم بیشتر چه بگویم. من هیچ عمل خوبی ندارم، اما همیشه می گویم که پدر دارم. وقتی پدر دارم به آرامش می رسم. شب های قدر خیلی گریه کردم و دعا کردم که پیکر مطهر این شهید پیدا شود. تا این که چند هفته قبل در عربستان یکی ازدوستانم زنگ زد و گفت که پیکر شهید برونسی پیدا شده است. باورم نمی شد به ایران آمدم و ابتدا به آقای عاکف زنگ زدم اما تلفنش را جواب نداد. بعد به خانواده شهید برونسی زنگ زدم. آن ها گفتند که خبر درست است. زینب دختر بزرگ شهید گفت که قرار است همان شب به زیارت پیکر پدر بروند. گفتم به من هم اجازه می دهید بیایم. ایشان فرمودند: زینب! شما مثل دختر شهید هستی. حتما می توانی بیایی. من فوری وسایلم را جمع کردم و از قم به فرودگاه تهران رفتم. هر چه می گشتم بلیت پیدا نمی شد. می گفتم بابا! بابا! می خواهم بیایم. تا این که در نهایت موفق شدم و ساعت 12:30 به خانه شهید رسیدم. الان به واقع احساس می کنم که مثل دخترشان هستم. ما هر چه می خواستیم از ایشان گرفتیم... خانواده من هم برای تشییع پیکر شهید از عربستان آمدند.
3 سال قبل همراه با دوستم که آمریکایی است، می خواستیم به کربلا برویم به مرز که رسیدیم گفتند شما نمی توانید از مرز عبور کنید. دوستم به من گفت: به پدرت بگو! به شهید برونسی بگو! من همیشه دوست دارم که زیارت امین ا... را به نیابت از شهید برونسی بخوانم. یادم می آید آن روز هم نشستیم و زیارت خواندیم. بعد دوستم به من گفت:«من این جا منتظر می مانم. تو برو و ببین که اجازه می دهند برویم یا نه!»
می خواستم با مسئول کاروان تماس بگیرم اما تلفن همراهم کار نمی کرد. آن جا یک آقای سیدی من را دید و گفت که خواهر کاری دارید؟ گفتم: بله می خواهم به مسئول کاروان زنگ بزنم و بگویم که بروند، ما به قم برمی گردیم. گفت: باشد.
سپس تلفنش را به من داد و من به مسئول کاروان زنگ زدم. اما مدتی بعد به ما اجازه دادند که از مرز بگذریم. داخل خاک عراق که شدیم همان آقای سید ما را دید. گفت: خواهرم کجا می روی. گفتم: نمی دانم. کاروان ما رفته است. در آن جا او از ما خواست که همراهش برویم. خودش مسئول کاروان بود. حتی قبول نکرد که از ما پول بگیرد. وقتی گفتیم چرا این کار را می کنید گفت: «وقتی شما را دیدم به یاد خواهر دوقلویم که شهید شده است، افتادم.» من فکر می کنم همه این ها از الطاف خدا و نظر لطف اهل بیت(ع) و بعد هم شهید برونسی است.
الان 4 سال است که با خانواده شهید برونسی آشنا شده ام و با آن ها ارتباط دارم. به طور کامل احساس می کنم که دخترشان هستم. حتی مادر (همسر شهید برونسی) هم فرمودند: «من دو زینب دارم» یکی دختر خودشان و دیگری من.
سردار شهید عبدالحسین برونسی در 1321/6/3 در شهرستان مشهد به دنیا آمد و در خانواده ای مذهبی پرورش یافت. تربیت درست والدین از او فردی با ایمان ساخت . دقت بالای او در کوچکترین مسائل بیت المال و حلال و حرام شرعی نمونه ای از ایمان اوست که از ایام نوجوانی تا آخرین لحظه ی زندگی مثال زدنی و قابل تامل است .
ایشان در طی عملیات بدر در تاریخ 1363/12/23 در منطقه عملیاتی شرق دجله به آرزوی خود که همان شهادت در راه خدا بود، رسید و جسد مطهرشان بنا به آرزوی خود و ارادت و اقتدا به بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)، مفقودالاثر ماند و روحش مطهر شهید برونسی در 1364/2/9 در شهر مقدس مشهد تشییع گردید.
26 سال بعد، به خواست خدا تفحص گران سرزمین نور پیکر مطهر ایشان را شناسایی کردند و در 1390/2/17 مطالبق با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) تشییع و به خاک سپرده شد .
"این اوستا عبدالحسین بُرُنسى، یك جوان مشهدى بنّا كه قبل از انقلاب یک بنا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشتهاند و من توصیه مىكنم و واقعاً دوست مىدارم شماها بخوانید. من مىترسم این كتاب ها اصلاً دست شماها نرسد. اسم این كتاب "خاک هاى نرم كوشک" است؛ قشنگ هم نوشته شده."
گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری در مورد کتاب" خاک خای نرم کوشک"
*با توجه به مشکلات احتمالی که ممکن بود برای مصاحبه شونده این مطلب به وجود آید، از ذکر نام خانوادگی او خودداری کردیم.
منبع:تبیان
برچسبها: شهید برونسی و دختر عربستانی, شهید برونسی در خارج, شهید برونسی در کشور های دیگر, زینب برونسی دختر عربستانی, زینب عربستانی

منبع:خبرگزاري دانشجو؛ سيد محمدعلي صدرينيا
برچسبها: سیاسی ترین فیلم, گشت ارشاد سیاسی ترین فیلم, سیاست گشت ارشاد, قلاده های طلا و سریال 24, قلاده ها و سریال 24

اين استاد تفسير حوزه علميه با اشاره به آيه شريفه «ن جائكم فاسق بنبأ فتبينوا؛ اگر فاسقي براي شما خبري آورد تحقيق كنيد (و بدون تحقيق آن را نپذيريد)» گفت: اين آيه شريفه جزء جوامع الكلم است يعني تا روز قيامت اين حرف ارزشمند است. نبأ و خبر به عنوان تمثيل ذكر شده است، يعني اگر (bbc) براي شما خبر، فيلم، مناظره و ... آورد، بدون تحقيق نپذيريد. اينها كارشان اين است كه يك بين الغي را بين الرشد جلوه دهند [آن چه را كه نادرست بودن آن مثل روز روشن است صحيح جلوه مي دهند.] اگر از سايتي، ماهواره اي روزنامه اي خبري آمد، تحقيق كنيد.
وي ادامه داد: در شرايط كنوني مي بينيد كه جريان قوم لوط را با فرهنگ سازي ترويج مي كنند. اول مي گويند اين خواسته و فطرت بشر است. يك موسسه رسمي در اين كشورهاي اروپايي است كه عده اي از مهندسان در آن ثبت نام كرده بودند و به صراحت روي آن نوشته بودند كه شما ما را درك نمي كنيد! همين قوم لوط ها اول فرهنگ سازي مي كنند، بعد مي گويند فلان حيوان اين كار را كرده، انسان ها اين كار را مي كنند و شما ما را درك نمي كنيد! اين همان حرف قوم لوط است كه به پيامبر و مومنين مي گفتند شما مقدس نمايي مي كنيد و حرفي براي گفتن نداريد «نهم أناس يتطهرون»
وي افزود: قصه اي را از مرحوم بوعلي نقل كردند كه چشم برخي از حيوانات را بستند كه با محارم شان جمع شوند. وقتي اين حيوان چشم باز كرد آن قدر خود را به زمين زد تا هلاك شد. حيوانات هم اين كار را نمي كنند. البته ممكن است همان طور كه انسان ها را در اثر بدآموزي بيراهه ببرند، ممكن است چند حيوان دست آموز را هم به بيراهه ببرند، اما طبق فرموده خداي متعال اين بر خلاف فطرت است.
اين استاد عالي حوزه علميه قم گفت: اين دنيايي كه جايزه صلح نوبل را به اشقي الاشقياء مي دهد توقع داريد براي قوم لوط فرهنگ سازي نكند و كارشان را رواج ندهد؟ اينها جايزه صلح را به آتش افروز و تروريست دولتي و بين المللي مي دهند. برخي از اين فلسطيني ها در اين اردوگاه ها به دنيا مي آيند، درس مي خوانند، ازدواج مي كنند، مي ميرند و در همان جا هم دفن مي شوند بعد به كسي كه اينها را به اين روز سياه نشانده جايزه صلح نوبل داده مي شود!
منبع:صبح صادق
برچسبها: جوادی آملی و بی بی سی, جوادی آملی و جریان قوم لوط, فرهنگ سازی قوم لوط, فرهنگ سازی همجنسگرایان, قوم لوط امروز

کوچه بنی هاشم، پلاک سوم جمادی الثانی . باز هم آدرس را مرور می کنم . چه قدر بوی نامهربانی از این کوچه می آید، توقف می کنم . به دنبال درب خانه می گردم . دری کبود و سینه سوخته به چشم می خورد اما باز باید بپرسم .
کسی دارد رد می شود اما نه مثل آن روز که تمام اهل مدینه در آن آزمون رد شدند .
می بخشید این همان دری نیست که در آتش جهالت و بی وفایی مسلمانان نامسلمان سوخت؟
این همان دری نیست که بوی دست پرمهر پیامبر می دهد؟
این همان دری نیست که پیامبر از آن به دیدار پاره تنش می آمد؟
این همان دری نیست که آدم های آن طرفش اهل بیت نامیده شدند؟
ناگهان همه چیز در این کوچه با من سخن می گویند . در، دیوار و میخ با چشم های شفق گونه شان به من می نگرند . می گریم بر کبودی ها . بر ماه صورت نیلگون و فریاد می زنم بر میخ . تو قاتل مادر منی، تو مسبب شهادت دختر رسول خدایی تو . . .
و میخ در حالی که گریه می کند می گوید: نه غریبه، آرام تر، اشتباه مکن . اگر مرا به رنگ شفق می بینی نه برای آن است که به خون پهلوی کوثر محمد صلی الله علیه وآله آغشته گشته ام، نه، که من خون گریستم . در را ببین، تو گمان می کنی از گذشت زمان پوسیده گشته است . نه این پوسیدگی حاصل دل پژمردگی در سوگ فاطمه است .
به راستی در و علی چه همراهند در سوختن و ساختن . در بی کسی و غربت، در هجران رحمت و محبت .
در اگر زبان داشت با نعره ای اسرافیل گونه تمام مردگان را به شهادت می خواند تا همه از مصیبت آن روز بگویند که مردگان همیشه از ما زنده تر بوده اند . در به نشستن دعوتم می کند . بنشین که غم بزرگی، به بزرگی تمام کوه های دنیا سینه ام را فشار می دهد . ما هم ناله ایم. می بویمش . هنوز بوی پهلو می دهد . هنوز بوی کینه دوستان از دشمن دشمن تر علی را می دهد . و به میخ می گویم از آن روز برایم بگو و می گوید ،اگرچه آن روز به ظاهر پهلوی مادرت را . . . ولی رگ های بریده پهلوی مبارکش را بوسیدم و بر جنینی که با او بود سلام کردم .
چشمان من نظاره گر خون معصومه پیامبر بود . جنازه حبیب خدا بر روی زمین، همخانه معصومه پیامبر مشغول غسل و دفن پسر عمویش به وسیله اشک چشمان همسرش و دزدان حکومت اسلامی در حال بریدن این ودیعه الهی و بعد از آن ماجرای من و در و پهلو و غربت بزرگ ترین مرد دنیا و . . .
میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند:
مسافر، آتش عشق به زهرا این بلا را بر سر من آورده است . تمام پیری چهره من، زردی گونه های من، رنجی که در سلول سلول بدنم نقش بسته است همه از عشق به آن تنها معصومه دنیاست . فقط چند روز بعد از آن روز بد همه غم های فاطمه از دنیا رفتند و علی با دنیایی از تنهایی، تنها ماند . با این که مادرم رفته است اما کدام عقل سلیمی این را باور می کند که این تنها معصومه تمام افلاک هنوز غمگین نباشد که فرزند بزرگوارش درست مانند آن روزهای همسرش این قدر تنها و بی یاور است . دلم شکسته است . یاد خدا و دل شکسته که همواره با همند می افتم . حالا وقت دعاست . باید کاری بکنم به میخ و در نگاه می کنم . هر سه دستمان را بالا می بریم . معبودا، به ما صبری به وسعت آسمان نگاه فاطمه هنگام لبخند مرگ، صبری به وسعت مجروحیت علی، صبری به بزرگی کرم آخرین بازمانده زهرای بتول و افتخار پرستاری در رکاب قطب عالم امکان کرم فرما . آمین یا رب الفاطمه .
منبع:تبیان
برچسبها: متن ادبی در مورد حضرت زهرا, متن ادبی در مورد حضرت فاطمه, میخ در, میخ در خانه حضرت فاطمه, میخ در خانه حضرت زهرا

